تبليغاتX
اخبار نمایش کلبه عمو تم

اخبار نمایش کلبه عمو تم

بهروز غريب‌پور:
براي تمركززدايي مشكلات اجرا در فرهنگسراي بهمن را مي‌پذيرم

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - تئاتر

بهروز غريب‌پور گفت: تمام مشكلات اجرا در فرهنگسراي بهمن را به خاطر احياي سالن ارزشمندي چون «شهيد آويني» به جان مي‌خرم.

اين كارگردان تئاتر كه اين روزها نمايش «كلبه عمو تم» را در تالار شهيد آويني فرهنگسراي بهمن اجرا مي‌كند، با بيان اين مطلب به خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: همواره بر اين باور بوده‌ام كه تئاتر بايد از حالت تمركزگرايي بيرون بيايد و در تمام نقاط شهر جريان داشته باشد و امروز هم تمام مشكلات اجرا در فرهنگسراي بهمن را به جان مي‌خرم، اما در عين‌حال دوست دارم كاري كه ساليان سال براي آن تلاش كرده‌ام با حضور تماشاگران بيشتري اجرا شود.

غريب‌پور درباره‌ي اطلاع‌رساني و تبليغات اين نمايش از سوي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران توضيح داد: سازمان علاقه‌مند بود با توجه به ظرفيت‌هاي فوق‌العاده تالار شهيد آويني براي برخي از اجراهاي بزرگ، حركت دوباره‌اي در زمينه اجراي تئاتر راه‌اندازي شود و به همين دليل در مذاكرات اوليه ما قرار شد، اطلاع‌رساني گسترده‌اي در اين زمينه انجام شود، اما به دليل همزمان شدن با جشنواره‌ي فجر و بيماري آقاي سرسنگي جلسه‌ي مشتركي كه قرار بود ميان سازمان فرهنگي هنري شهرداري، مركز هنرهاي نمايشي و مديريت فرهنگسراي بهمن برگزار شود، به تأخير افتاده است. البته فرهنگسراي بهمن در حد توانايي‌هاي خود تلاش‌هايي را انجام داده كه به نوبه خود از آن‌ها سپاسگزارم اما نبايد فراموش كنيم اين كار نيازمند اطلاع‌رساني گسترده‌اي است تا تماشاگراني كه اين سالن را به عنوان محل عرضه‌ي تئاتر نمي‌شناسند متوجه شوند اين نمايش در اين سالن در حال اجراست.

بهروز غريب‌پور با اشاره به اين‌كه اجراي نمايش «كلبه عمو تم» خاطره خوش اجراي نمايش «بينوايان» را در ذهنش زنده كرده است، متذكر شد: فراتر از زنده شدن اين خاطره‌ي خوش، تصور مي‌كنم اين بار تماشاگر بسيار صميمانه‌تر با «كلبه عمو تم» برخورد مي‌كند، چراكه معتقدم جذابيت‌هاي تصويري و صحنه‌اي اين نمايش از «بينوايان» بيشتر است.

كارگردان «اپراي عروسكي مكبث» اضافه شدن تماشاگران تئاتر يكي از آرزوهاي هميشگي‌ام است و به ايسنا گفت: در اين شب‌ها كساني نمايش ما را مي‌بينند كه قبلا ترسيده بودند به تئاتر بيايند، اما ديدن اين كار اين انگيزه را در آنان به وجود آورد كه بازهم به ديدن تئاتر بيايند به اين ترتيب مخاطبان بالقوه تئاتر مخاطبان بالفعل تبديل مي‌شوند.

او با تأكيد بر رضايتش از كيفيت تماشاگران تالار شهيد آويني، گفت: در عين‌حال وضعيت تماشاگران ما از نظر كميت چندان رضايت‌بخش نيست. اين در حالي است كه اگر سالن فرهنگسراها به عنوان يك مكان تئاتري هويت پيدا كند، تماشاگراني پيدا مي‌شوند كه پي‌گيري برنامه‌هاي آن باشند، به گونه‌اي كه برگزاري برنامه‌هاي گوناگون يا اجراي نمايش‌هاي سفارشي كه چندان مورد پسند تماشاگران تئاتر نيست، نوعي ضايعه در برنامه‌ريزي فرهنگسراها محسوب مي‌شود، اما در هر حال با مديريت فرهنگسراي بهمن به توافق رسيده‌ايم كه در اين رابطه كوشش مضاعفي صورت بگيرد تا تماشاگران بتوانند جذب اين سالن بشوند كه در نقطه‌اي بسيار دور قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 14:34  توسط   | 

 

تعداد مشاهده : 73 بار                  کد خبر : IRN- 89545                  تاريخ چاپ خبر : سه شنبه 23 بهمن 1386

   چاپ خبر

گفت‌و‌گو با بهروز غریب‌پور به بهانه «کلبه عمو تم»

در مذمّت تبعیض

غزال صادقي
گروه نمایش کلبه عموتوم همه نشسته‌اند و به نکاتی که بهروز غریب‌پور و دستیارانش از اجرای تمرین آنها یادداشت کرده‌اند، گوش مي‌دهند.


غریب‌پور نکات بازی را یکی‌یکی به بازیگران گوشزد مي‌کند. گاه از نوع بازی کسی ایراد مي‌گیرد و گاه آن را مورد تشویق قرار می‌دهد و دیگران را نیز به تشویق وادار مي‌کند. دورتادور صحنه را قطاری از گاری‌های پنبه دربر گرفته و در قسمت انتهایی صحنه نیز دکور کلبه چوبی قرار گرفته است. تعداد بازیگران آنقدر زیاد و سالن آنقدر بزرگ است که غریب‌پور مجبور به صحبت با میکروفن است. گروه بازیگران که عمدتا جوان و چهره‌های نه چندان شناخته شده‌اند، به دقت گوش مي‌دهند و گاه با احترام پرسشی یا اعتراضی را مطرح مي‌کنند. به‌رغم جدیتی که در نوع کار بهروز غریب‌پور هست، محیط بسیار شاد و مفرح به نظر مي‌رسد، چنانچه اجازه مي‌دهد برخی بازیگران ادای بازی دیگران را جلوی همه در بیاورند و بلند بلند بخندند. با این حال نظم و انضباط را از یاد نمي‌برد: «پذیرایی پشت صحنه تا قبل از پایان نمایش ممنوع است» و یا «اگر کسی روی صحنه نوکر شما است به هیچ‌وجه پشت صحنه نوکر شما نیست» و سپس خاطره‌ای را از بازی جمیله شیخی در «بانوی سالخورده من» (حمید سمندریان) تعریف مي‌کند.
بهروز غریب‌پور پس از گذشت دوازده سال از اجرای بسیار موفق «بینوایان» دوباره به‌این سالن بزرگ در فرهنگسرای بهمن بازگشته تا خاطره تئاتر عظیم دیگری را روی صحنه ببرد. با او در فاصله پایان تمرین تئاتر «کلبه عموتوم» - جدیدترین کارش - و به بهانه حضور در جشنواره تئاتر فجر گفت‌وگو کردیم در حالی که در میانه گفت‌وگو نیز از نظر دادن درباره لباس و دکور غافل نبود.
دوازده سال از زمانی که بینوایان را در این سالن به اجرا گذاشتید مي‌گذرد، اگر اشتباه نکنم شما یکی از موسسان فرهنگسرای بهمن و طراح همین سالن بودید و حتی گفته مي‌شد که‌ این نخستین بار است که برای یک تئاتر یک سالن ساخته شده است؟
در آن دوران که قرار بود بینوایان روی صحنه بیاید من عضو هیات مدیره بودم و آقای کاظمي‌ مدیرعامل بودند. سالن را در آن دوران مجهز کردیم تا بینوایان روی صحنه بیاید، در تمام مراحل کار خودم نظارت داشتم.
چرا بعد از بینوایان دیگر تئاتر قابل تاملی در اینجا به نمایش در نیامد؟
من خودم در تئاتر شهر و دیگر سالن‌ها چند نمایش دیگر روی صحنه بردم و همواره متاسف بودم محلی که برای تئاتر ساخته شده بود و خصوصا سالنی که قرار بود کارهای عظیم را در خود ببیند به تدریج به شوها و مسابقات اهدای جوایز بانک‌ها و کارخانه‌ها اختصاص داده شد و طی این سال‌ها تلاش‌ام این بود که کاری انجام بدهم که سالن برای تئاتر مورد استفاده قرار بگیرد. اما غالبا تئاتری‌ها انگیزه‌ای برای آمدن به فرهنگسرای بهمن و اجرای تئاتر ندارند، اين روزها معضلی داریم به نام متمرکز شدن در تئاتر شهر، چراکه تضمین تماشاگر دارد.
البته در مواردی حق با آنهاست. چراکه وقتی شما از آن محیط بیرون مي‌آیید از نظر تماشاگر ریسک بزرگی انجام دادید. چراکه غالبا تماشاگر غیر محفلی تئاتر به‌اینجا مي‌آید. شما اگر چند شب به سالن‌های تئاتر شهر بروید، مي‌بینید که تماشاگر تقریبا یکسان است. گریز از این مرکز عمدتا ریسک است، اما این آمادگی را داشتم که‌این ریسک را انجام بدم، حتی اگر کار با شکست روبه رو شود.
به‌رغم این بعد مسافت این سالن با مرکز شهر، بینوایان بسیار مورد استقبال قرار گرفت و با وجود اجراهای متعدد بلیت آن به سختی قابل تهیه بود؟
من این تجربه را یک بار دیگر در اصفهان انجام دادم جایی که مي‌گفتند بعد از «ارحام صدر» دیگر کسی به تئاتر نمي‌رود و تماشاگر وجود ندارد. دوستانی که ‌این را مي‌گفتند عقیده داشتند چون تئاترهای ما سنگین است تماشاگر قدرت تحمل‌اش را ندارد. در واقع تماشاگر را جاهل و نادان تصور مي‌کردند در حالی که تماشاگر بسیار آگاه است و مي‌تواند ایرادهای درستی بگیرد. من سه نمایش یک جوجه کلاغ و یک روباه سفر سبز در سبز بابا بزرگ و این تز را اجرا کردم. ما هفده اجرا داشتیم و روز آخر حتی پنج اجرا داشتیم. پس باید به تماشاگر احترام گذاشت.
در مورد جنوب شهر بینوایان نشان داد کاری که جذاب باشد و برایش زحمت کشیده شده باشد تماشاگر خواهد داشت، در این سالن تئاتر زیاد اجرا شده ولی من تصور مي‌کردم که تئاتری انجام نشده است. در واقع باید بگوییم اگر تماشاگر تنزل پیدا مي‌کند، تقصیر جامعه تئاتری هم هست و فقط تقصیر مسوولان نیست.
شما از معدود کارگردانان تئاتر هستید که به تئاترهای باشكوه علاقه دارید، آن هم در شرایطی که به دلیل وضعیت اقتصادی تئاترها بیشتر رو به خلاصه‌سازی و ساده‌سازی پیش مي‌روند، آیا ظرفیت تئاتر ایران این است که تئاترهای باشكوه هر دوازده سال یک بار باید روی صحنه برود؟
من در این فواصل البته تئاترهای متعددی مثل رستم و سهراب و مکبث را روی صحنه بردم، اما من تهیه کننده نیستم. من ممنونم که مسوولان فرهنگسراي بهمن و جشنواره فجر این اجازه را دادند که ما «کلبه عمو توم» را اینجا اجرا کنیم. این کار به بازسازی سالن و تجهیز آن قطعا کمک مي‌کند و دلیل ندارد من فقط به امکانات و شرایط تئاتر شهر بچسبم. مهم این است که کار قوی باشد، چرا همه تصور مي‌کنند که رفتن پشت آن تریبون خیلی مهم است. رابطه ما با مردم مثل رابطه قند مرطوب شده با مورچه است. قند خشک مورچه‌ها را جذب نمي‌کند، اما به محض مرطوب شدن دریایی از مورچه مي‌آيد.
اقتصاد تئاتر ما برای چنین اجراهایی چقدر آمادگی دارد؟
ما عادت کردیم پول دور بریزیم. اقتصاد تئاتر ایران یعنی دکورهای بینوایان باید باقی مي‌ماند، بعضی از همکاران من که هنوز در فرهنگسرای بهمن هستند در یک روز تصمیم مي‌گیرند و همه چوب‌های دکور را مي‌شکنندو تبدیل به قراضه مي‌کنند و به خریداران ضایعات مي‌فروشند. الان دکور کلبه عمو توم و این لباس‌ها سرمایه تئاتر ایران است، اگر هر بار دیگر این کار اجرا بشود، اینها باید محفوظ بماند که اگر شش سال دیگر من خواستم این کار را اجرا کنم با همین وسایل اجرا کنم. وقتی ما برای هر نمایش همه دکورها و وسایل و تجهیزات را نابود مي‌کنیم، معلوم است باید وضع اقتصاد تئاترمان همین باشد.
این اقتصاد تا چه‌اندازه به دولت وابسته است و باید باشد؟
هنر ما دولتی است و این سابقه به قبل از انقلاب برمي‌گردد. این شیوه تداوم پیدا کرده، وقتی تئاتری برای تثبیت ارزش‌های فرهنگی کار مي‌کند هزینه و بودجه آن را نهادهای محلی مي‌دهند. تئاتر مثل سرمایه‌گذاری روی دین و مذهب است‌. شما نمي‌توانید به خاطر هزینه بگویید، نمي‌خواهیم نوروز یا عید غدیر داشته باشیم. برای این موضوع باید بودجه صرف کرد، چراکه بقای ملت است. شما کار هویتی باید بکنید تا کار سرمایه‌ای به وجود بیاید. وقتی توقع سودآوری از تئاتر داشته باشد باید به سمت تئاتر بلوار و کمیک صرف برود. از طراحی صحنه و نور و لباس پرهیز کند و صرفا با ده جلسه تمرین نمایشی بیاورد که مردم را بخنداند. این یعنی بی‌هویتی. اما این مغایرتی با این ندارد که نگران گیشه نباشیم.
به «کلبه عمو توم» برگردیم. به نظر مي‌رسد شما همچنان به داستان‌های کلاسیک علاقه‌مند هستید، ظاهرا برای این داستان هم چندسالی است که دارید کار مي‌کنید؟
من به آثار کلاسیک علاقه مند نیستم، به افسانه‌های ملی، افسانه‌های جهان، به آثار برجسته ادبی علاقه‌مندم و رویکردم به ادبیات جهان براین مبناست که بر شمار تماشاگران اضافه کنم. موقعی که من بینوایان را آغاز کردم خیلی افراد فکر مي‌کردند که بینوایان نه در ایران قابل اجراست و نه قابل رقابت با فیلم‌ها و سریال‌هایی است که از تلویزیون به نمایش گذاشته شده. اما من مي‌خواستم ظرفیت‌های تئاتر ایران را به نمایش بگذارم. این ظرفیت‌ها شامل همه آثار ادبی بزرگ دنیا و حتی خود ایران مي‌شود، چنانکه رستم و سهراب به صحنه آمد. من معتقدم که بسیاری از ادبیات ماندگار جهان قابل اجرا و عرضه به شیوه‌های مختلف است.
بعد از بینوایان من به سراغ سوژه‌های مختلف رفتم. یکی از آنها جنگ و صلح تولستوی است که نمایشنامه آن منتشر شد. دیگری کلبه عمو توم بود که نمایشنامه آن هم منتشر شد. دوست داشتم آثار برجسته ادبی جهان و آثاری که در میان مردم شناخته شده است و طرفدار دارد را روی صحنه بیاورم که ظرفیت این زبان هنری را نشان بدهم. اگر آن دوازده سال تجربه من متوقف نمي‌شد تا الان جنگ و صلح تولستوی را هم روی صحنه برده بودم. ولی ضربه اصلی را جماعت تئاتری به حرکت من زدند و اعتراض مي‌کردند که چرا بهروز غریب‌پور این امکان را دارد و ما نداریم در حالی که دوازده سال این سالن خالی بوده و کسی سراغش نیامد.
این نشان می‌دهد که عده‌ای فقط معترض زاده شده‌اند و معترض عمل مي‌کنند تا کاری انجام نشود. به گفته خیلی از تئاتری‌ها بینوایان را مي‌توان مرز بین گذشته و تئاتر امروز به حساب آورد. در آن تئاتر شیوه پرداخت ماهانه به بازیگر وجود داشت، سرویس رفت و آمد و اورژانس داشتند. طی هفت ماه که روی صحنه بودند بیمه بودند. اما روزنامه سرشار از تهمت و بهتان علیه من بود و اهمیت این کار را جامعه تئاتر هم نمي‌فهمید، اما الان که دور شدند انصاف برگشته و همه تاسف مي‌خورند.
خود کلبه عمو توم از نظر شیوه اجرا چه شباهت‌هایی به بینوایان یا دیگر تئاترهای شما دارد؟
این بار من شیوه را تلفیقی از اجراهای مدرن، آیینی و کلاسیک گرفتم. در صحنه پایانی ما آیین سوگواری جهانی داریم اجرا می‌کنیم و تنها آیین اعتراض و میتینگ سیاسی نیست. از نظر لباس سعی کردم تابع زمان باشم و از نظر صحنه به یک صحنه مینی مالیستی و حداقل را برای ساخت فضا کفایت کردم و یک دلیلش این بود که دیدم سالنی که من ساختم به خاطر جذب تماشاگر بیشتر صحنه اصلی را از بین برده‌اندولی چون اصرار کرده بودم در فرهنگسرای بهمن و تالار شهید آوینی این کار را اجرا‌ می‌کنم تمام ذهنیت‌های قبلی‌ام را تغییر دادم.
کلبه عمو توم یکی از موثرترین کتاب‌هایی است که در جهان روی مردم اثر گذاشته و به گونه‌ای که مي‌گویند جنگ شمال و جنوب آمریکا
برای القای برده داری متاثر از این کتاب است. چنین کتابی باید دوباره معرفی مي‌شد به‌این نسل تا کتاب‌ها و آثار ادبی جهان شناخته شود و ضمنا ما بگوییم که تبعیض از بین نرفته است. جامعه امروز سعی می‌کند که تبعیض را لای زر‌ق‌وبرق پنهان کند و این‌گونه وانمود کند که تبعیض از بین رفته، در حالی که توفان کاترینا نشان داد که تبعیض هنوز وجود دارد، اخیرا خبر رسیده که برده داری هنوز در آمریکا وجود دارد و چند برده از دست ارباب شان فرار کردند و یا در کشورهایی مثل بحرین و امارات هنوز برده داریم که دیگر فقط سیاه نیستند پاکستانی و بنگلادشی و... هستند. من به دنبال این هستم بگویم هنوز حقوق انسان پایمال مي‌شود.
ظاهرا کتاب ترجمه‌های زیادی داشته، اما ظاهرا شما خودتان ترجمه مستقل کردید؟
من ابتدا مي‌خواستم از روی نمایشنامه عمو توم ترجمه کنم که دیدم ذهنیت من نیست و برای همین کار را متوقف کردم. در ادامه از روی ترجمه خانم جزنی کار کردم. البته رمان ترجمه شده بود و ترجمه آن بی فایده بود اما آنچه که مي‌بینید اقتباس من از این رمان است، ضمن این که تعهدم را نسبت به رمان حفظ کردم.
پس دراماتولوژی روی این کار صورت گرفته است؟
بله من چهار سال روی متن کلبه عموتوم کار کردم. تجربه‌ای که داشتم در بینوایان و قلعه حیوانات این امکان را به من مي‌داد که دوباره باید این اثر را کلمه به کلمه خورده باشم. کلبه عمو توم چندین بار نوشته شد و متناسب با طراحی جدید تغییرات زیادی کرد.
چه تعداد بازیگر در این کار هستند؟
52 بازیگر که با نیروهای کمکی نزدیک به 100 نفر مي‌رسد.
کار با این تعداد بازیگر و اعضای صحنه سخت نیست؟
من کار پرچالش را دوست دارم شما کوهنوردی را مي‌شناسید که به فتح تپه راضی شود؟
و به نظر مي‌رسد که برخلاف بینوایان به دنبال چهره‌های معروف نرفتید؟
سراغ چهره نرفتم. یکی از دلایل آن بودجه کار است. من باید کلبه عموتوم را به گونه‌ای کار بکنم که همه بگویند این خود عموتوم است و نگویند این فلان بازیگر مشهور است که عمو توم شده. الان چنین اتفاقی افتاده و آقای سیامک علمي‌که روی صحنه مي‌آید خود عموم توم است و با این که اغلب چهره‌هایی که مي‌بیندید سابقه چنددهه تئاتر دارند اما بازیگر شناخته شده تلویزیون و سینما نیستند. امیدوارم مثل بینوایان که به تعداد بازیگرانش چهره سینمایی و تلویزیونی درست شد بعد از این کار هم این اتفاق بیفتد. زمانی که من بینوایان را کار کردم فتحی که ژان والژان را کار مي‌کرد قریب به دو سه دهه بود که اساسا در تئاتر نبود. خیلی از این افراد چهره نبودند و بعد چهره شدند.
در جشنواره کارهای ایرانی و خارجی در کنار هم قرار گرفتند با چنین موضوعی موافقید؟
ما البته در بخش رقابتی نیستیم، اما چه مانعی دارد که کنار هم نمایش داده شود. ضمن این که آنها هم مي‌آیند و در محدودیت‌های ما اجرا مي‌کنند. نحوه بازی شان دیگر شکل کشورمبدا نیست. اتفاقا خوب است که ببینیم کارگردانانی که با محیط آزادتری کار مي‌کنند، در چنین شرایطی چگونه تئاتر اجرا مي‌کنند.
البته یک کم هم شوخی است که فکر کنیم امکانات ما فوق‌العاده پایین و امکانات آنها فوق‌العاده بالا است. فرض کنید همه آثار خارجی برنده شوند آنها هم تئاتری هستند و اتفاقا دوست داشتم کلبه عموتوم در بخش رقابتی بود، چون من خودم اینجا پشت میزنور مي‌نشینم و نورپردازی مي‌کنم. مي‌خواستم ببینم آنها هم مي‌توانند با چنین امکاناتی کار قابل قبولی را روی صحنه ببرند یا نه.
برای کلبه عموتوم چه تعداد اجرا در نظر گرفته شده است؟
30 اجرا در فرهنگسرای بهمن در تعهد ماست و امیدواریم که با استقبال تماشاگران این تعداد اجرا بیشتر شود. در جشنواره هم چهاراجرا خواهیم داشت.
به ‌این دکور چگونه رسیدید؟
با حداقل امکانات. اغلب این دکورها از قطعات دور ریختنی اجراهای دیگر ساخته شده است.
هرچه در سطل زباله پارکینگ تئاتر شهر بود را جمع آوری کردیم و این دکور را ساختیم.
این همه پنبه که در پارکینگ تئاتر شهر نبود؟
نه و مقدار پنبه‌ها چندان زیاد نیست. 80 کیلو پنبه است که جمعا 150هزار تومان خریداری شده است.
تئاتر بعدی شما جنگ و صلح خواهد بود؟
خدا داند. اما خیلی دوست دارم یکی از آثار بزرگ ادبی را روی صحنه ببرم. دکتر ژیواگو و جنگ و صلح را هم دوست دارم روی صحنه ببرم.


 

   چاپ خبر



www.donya-e-eqtesad.com


 

کليه حقوق اين سايت متعلق به روزنامه دنيای اقتصاد بوده و

 استفاده از مطالب آن با ذکر منبع وب سايت بلامانع است.
نرم افزار مدیریت خبر . نسخه 1 . (نگارش)

Copyright  ©2006 den - All Right Reserved
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=89545

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 1:30  توسط   | 

مدير مركز هنرهاي نمايشي در گفت‌وگو با فارس:

«كلبه عمو تم» بعد از پايان جشنواره، اجراي عمومي مي‌شود

خبرگزاري فارس: مدير مركز هنرهاي نمايشي گفت:نمايش «كلبه عمو تم» بر پايه تفكر ديني شكل گرفته و بلافاصله بعد از پايان جشنواره چندين ماه روي صحنه خواهد بود.

حسين پارسايي، مدير مركز هنرهاي نمايشي در گفت‌وگو با خبرنگار تئاتر فارس درباره نمايش «كلبه عمو تم» به كارگرداني بهروز غريب‌پور گفت:در اين روزها بر حسب وظيفه به تالارهاي نمايش سر زده و اين بار نيز نزد آقاي غريب‌پور رفتيم و از نمايش و تمرين آن بازديد كرديم.
وي ادامه داد:غريب‌پور كارگردان توانايي است و مطمئن هستم كه اجراي اين نمايش در جشنواره تئاتر فجر شاخص خواهد بود.نمايش «كلبه عمو تم» بر اساس يك تفكر ديني شكل گرفته است و اجراي فاخر آن نيز قابل توجه خواهد بود.
پارسايي با اشاره به تالار شهيد آويني در فرهنگسراي بهمن يادآور شد: با توجه به اين نكته كه اكثر كارگردانان دوست دارند در مركز شهر اجراي نمايش داشته باشند، اجراي نمايش توسط غريب‌پور در اين فرهنگسرا نيز قابل توجه است.
وي تصريح كرد: تالار نمايشي فرهنگسراي بهمن احيا شده و كارگردانان ديگر نيز بعد از پايان نمايش «كلبه عمو تم» متقاضي اجراي نمايش خواهند بود.
پارسايي گفت: اجراي اين نمايش در فرهنگسراي بهمن توسط بهروز غريب‌پور فرصتي مغتنم است.
مدير مركز هنرهاي نمايشي از اجراي عمومي نمايش بعد از پايان جشنواره خبر داد و بيان داشت: نمايش بعد از پايان جشنواره اجراي عمومي خواهد داشت و چندين ماه روي صحنه خواهد بود.
بر اين اساس، غريب‌پور، سال‌ها پيش نمايش «بينوايان» را در فرهنگسراي بهمن اجرا كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 15:29  توسط   | 

اجرای تعزیه "عمو تم" به جای یک نمایش آمریکایی
گفت و گو با بهروز غریب‌پور کارگردان نمایش "کلبه عمو تم"
یکشنبه 2 دی 1386  ساعت 12:57:00 PM      تعداد بازدید: 315
ايران تئاتر -  سرویس گفت و گو 0 نظر نسخه‌ی چاپ

پیمان شیخی:
بهروز غریب پور از جمله کارگردانان تئاتر است که علاوه بر ترجمه متون نمایشی و برگردان متون ادبی به نمایشنامه، سالهای متمادی در امر پژوهش تئاتر فعالیت داشته است.
او از معدود مدیران تئاتری کشور است که در کارنامه کاری خود تبدیل انبار ایرانشهر به خانه هنرمندان، تبدیل کشتارگاه تهران به فرهنگسرای بهمن، تبدیل پاویون فرودگاه مهرآباد به یک محل هنری، راه‌اندازی تالار هنر مختص به تئاتر کودک و نوجوان و ... را دارد.
غریب پور که سالها قبل با اجرای نمایش "بینوایان" در فرهنگسرای بهمن اثر نمایشی جاودانی خلق کرد، امسال نیز نمایش "عمو تم" را برای اجرا در همین فرهنگسرا در نظر گرفته و در حال تمرین آن است.
به بهانه تمرین نمایش با وی به گفت و گو نشستیم که می‌خوانید:
شاید این پرسش تکراری باشد، ولی به عنوان یک خبرنگار می‌خواهم بپرسم که انگیزه شما برای انتخاب نمایش "کلبه عمو تم" چه بود؟
کلبه عمو تم یک اثر ماندگار است. پس از تجربه اجرای نمایش بینوایان در ذهنم بود که بر شمار تماشاگران تئاتر اضافه کنم. به دلیل اینکه متأسفانه تماشاگران تئاتر محفلی شده‌اند و وقتی به جمعیت تماشاگران تئاتری توجه می‌کنید این نتیجه حاصل می‌شود که دو قشر هستند که در اوقات مختلف از این سالن تئاتر به سالن دیگری می‌روند، به همین دلیل نیز شعاع و دامنه نفوذ تئاترها فوق‌العاده پایین آمده و تأثیر اجتماعی آن هم به سطح نازلی رسیده است. بنابراین در دنیا روشی را اتخاذ کرده‌اند که با اقتباس‌هایی از رمان‌های بزرگ و شناخته شده افراد جدیدی را به تئاتر دعوت کنند. طبیعی است که شمار خوانندگان آثار ادبی نیز در ایران کم است اما آثاری همچون بینوایان، کلبه عمو تم، قلعه حیوانات و نظایر آن هستند که بر اساس میزان انتشار و تیراژهای متعددی که داشته‌اند شناخته شده‌اند.
من روی این آثار کار کردم تا بر میزان تماشاگران در جامعه اضافه کنم.
تجربه موفق بینوایان نشان داد که این تز در ایران نیز قابل ارائه است و طی این سالها کارگردانان دیگری نیز کوشش کردند که این اقتباس‌ها را انجام دهند، این موضوع قبلاً نیز در تئاتر ایران رواج داشت اما اینکه تا چه اندازه موفق بوده بحث دیگری است، به هر حال انتخاب باید به گونه‌ای باشد که نتایج موردنظر حاصل شود.
پس از بینوایان من کارم را روی "کلبه عمو تم" آغاز کردم و شاید نزدیک به 10 سال است که روی آن کار می‌کنم و بیش از دو سال است که آماده شده است. از همان زمان تلاش کردم برای آن تهیه کننده در نظر گرفته شود. شانس هم این بود چرا که در ابتدا تهیه کننده و ناشر برای این نمایش پیدا شد. پس از چاپ، مرکز هنرهای نمایشی این متن را برای شرکت در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر پذیرفت. در این رمان تصاویر و صحنه‌هایی وجود دارد که تماشاگر بسیار مایل است که آن را به صورت زنده ببیند بسا که در سینما و تئاتر دنیا از آثار ادبی مختلفی همچون "جنایت و مکافات"،‌ "لیرشاه"، "هملت" و ... اقتباس‌های تصویری و سینمایی شده که موفق هم بوده‌اند.
بحثی وجود دارد که میزان موفقیت این گونه آثار را غالباً اندک و در قیاس با رمان کم می‌دانند اما مواردی نیز اتفاق افتاده که عکس این موضوع رخ داده است. امیدوارم با توجه به اینکه نمایش "کلبه عمو تم" جزو آثار ادبی شناخته شده است و در کتاب مدارس نیز بخشی از این داستان را برای کودکان چاپ کرده‌اند اجرا هم خوب از کار دربیاید.
فکر می‌کنم با به روی صحنه آمدن نمایش "کلبه عمو تم" موج جدیدی به تماشاگران فعلی تئاتر اضافه خواهد شد.
چه تغییراتی در رمان "عمو تم" صورت دادید تا به نمایشنامه تبدیل شود؟
آنچه که خانم "استو" در رمان گفته‌اند، تغییر نداده‌ام. ایشان معتقد است که سرمایه‌داران و مالکان بر اساس منافعشان و کلیسای وابسته آنها بر اساس منافع کلیسا کتاب آسمانی را وسیله‌ای برای توجیه خشونت و توجیه بی‌عدالتی‌شان در نظر گرفته است. من سعی کردم این بخش و بعد از ذهنیت خانم "استو" را غنی‌تر کنم و در رابطه با جهان معاصر خودمان نیز این نکته را گوشزد کنم که از کتاب‌های آسمانی می‌توان به شیوه‌های متفاوت استنباط کرد. همین امروز می‌بینیم که در جهان مسیحی، کلیمی و اسلام برداشت‌های مختلفی از کتاب‌های آسمانی می‌شود. تنگ‌نظری‌های طالبان را می‌بینیم و دیدگاه‌های انقلابی علمای اسلامی را در کشورهای مختلف و از جمله کشور خودمان شاهد هستیم و می‌بینیم که تفاوت از زمین تا آسمان وجود دارد،‌ در حالی که هر دو قرآن را مبنای توجیه اعمال خود می‌دانند. بنابراین من نخواستم با این نمایش در دنیای آمریکایی باقی بمانم و کوششم این است که "تعزیه عمو تم" را روی صحنه ببرم. نمایشی آیینی راجع به تبعیض و تأویل و تفسیر به رأی افراد و طبقات برای پیش بردن مقاصدشان.
شما برخلاف برخی کارگردانان تئاتر که از چهره‌های شناخته شده بازیگری برای تضمین گیشه خود استفاده می‌کنند در این نمایش "عمو تم" این کار را نکردید. درست است؟
بله.
معیار شما برای انتخاب بازیگرانتان چه بوده ؟
چهره‌های نام‌آوری که گذشته تئاتری دارند و یا اساساً در سینما و تلویزیون به چهره تبدیل شده‌اند، غالباً سخت کوشی جامعه تئاتری را ندارند و تن به تمرین‌های وسیع و طولانی مدت نمی‌دهند و متوقع هستند که کارگردان تابع آنها شود، در حالی که شیوه کاری من چنین چیزی نیست. من سعی کرده‌ام از گروهی استفاده کنم که طی سالیان سال نشان داده‌اند که بیشتر در تئاتر ریشه دارند تا در سینما و تلویزیون.
در این نمایش نزدیک به 60 نفر بازیگر حضور دارند که هر روز نیز بر تعدادشان افزوده می‌شود. کوشش من بر این بوده که از بازیگرانی مثل نسیم ادبی، نعمت اسداللهی، صنم نکو‌اقبال، شهین علیزاده، جواد زیتونی،‌ سیاوش چراغی‌پور، سیامک حلمی، منوچهر علیپور، محمد ساربان، مینو زاهدی، نادیا فرجی و... استفاده کنم که زندگیشان در تئاتر خلاصه شده است و مطمئنم بعد از این کار خیلی از کارگردان‌ها و تماشاگران متوجه می‌شوند که نسبت به چه انسان‌های مستعدی بی توجه و یا کم توجه بوده‌اند، همان‌طور که در مورد نمایش "بینوایان" نیز این اتفاق افتاد. در آن زمان وقتی به سراغ مرحوم مهدی فتحی رفتم، نزدیک به 35 سال بود که روی صحنه تئاتر نیامده بود. بعد از اجرای نمایش "بینوایان" چهره شد و در سریال‌ها و فیلم‌های متعدد ایفای نقش کرد.
با این انگیزه قصد داشتم خانواده تئاتر را به یکدیگر نزدیک کنم و از چهره‌هایی که قطعاً در گیشه مؤثر هستند پرهیز کنم اما در روش من ممکن بود تأثیر منفی ایجاد کنند.
ما روزانه چهار ساعت تمرین می‌کنیم که این مسئله برای خیلی از بازیگرانی که دستمزدهای قابل توجه می‌گیرند و وقت کمتری نیز صرف می‌کنند و با انضباط تئاتری میانه‌ای ندارند قطعاً غیرقابل تطبیق با زندگی جاریشان است. هر چند که زندگی آنها را رد نمی‌کنم ولی برای این نوع کاری که مدنظر من است، پاسخگو نیست.
پس از حضور در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر کدام سالن نمایش برای اجرا در نظر گرفته شده است؟
من به شیوه قبلی سعی کرده‌ام این جغرافیای محدود تئاتر را نیز بشکنم و فرهنگسرای بهمن را انتخاب کرده‌ام، هر چند که هنوز به یک جمع بندی دقیق نرسیده‌ایم. در مورد نمایش "بینوایان" نیز چنین کاری کردم. در آن زمان هرگز جامعه تئاتری ما تلقی نمی‌کرد که اگر از مجموعه تئاتر شهر دور شویم باز هم تماشاگر خواهیم داشت.
البته در آن زمان به من اتهاماتی وارد شد که مثلاً اگر شهرداری روی اتوبوس‌های شرکت واحد تبلیغ این نمایش را نصب نمی‌کرد و اگر بودجه تبلیغاتی وسیع در اختیار شما نبود، نمی‌توانستید این کار را انجام دهید. که البته من برای تمام این اتهامات پاسخ داشتم. من برای آن نمایش نه بودجه کلان در اختیار داشتم و نه از امکانات ویژه‌ای استفاده کردم. تصور من این بود که چاپ پوستر و نصب آن بر روی در و دیوار شهر موجب خراب شدن چهره شهر می‌شود، در حالی که اگر روی بدنه اتوبوس این کار را انجام دهیم، به دلیل تخفیف‌هایی که در آن زمان شرکت واحد برای تبلیغات قائل می‌شد کار بهتری است. در واقع من معادل بودجه پوستر را صرف این کار کردم.
اتوبوس‌های ما اگر صرفاً مواد شوینده تبلیغ نکنند و مثل اروپا به بدنه اتوبوس‌ها نگاه فرهنگی داشته باشند، علاقمندم که این بار نیز شهرداری این کار را انجام دهد.
نمایش بینوایان موفق شد، به نظر شما نمایش "عمو تم" در مقایسه با نمایش بینوایان به همان میزان موفقیت دست پیدا خواهد کرد؟
امیدوارم چنین شود، تمام تلاش من همین است. انرژی که من برای این نمایش صرف می‌کنم بسیار جدی است و مطمئنم هر یک از بازیگران این نمایش روزی چهره باارزشی برای سینما و تئاتر کشور خواهند شد.
خوشبختانه شما با مراکز تئاتری کشورهای مختلف آشنایی و ارتباط دارید، ‌آیا پس از اجرای نمایش احتمال اجرای آن در خارج از کشور نیز وجود دارد؟
استراتژی که من داشته و دارم این است که تئاتر ایران بتواند جهانی شود و در مورد تئاتر عروسکی در این زمینه به موفقیت‌هایی دست پیدا کردم. در مورد تئاتر می‌توانم بگویم اگر نمایش "بینوایان" ادامه حیات می‌داد و اگر خود جامعه تئاتری علیه آن قیام نمی‌کرد و اگر تنگ نظری وجود نداشت این نمایش در خیلی از کشورهای خارجی حرفی برای گفتن داشت ولی تهیه‌کننده نمایش چنان ترسانده شد که پس از آن به سراغ نمایش نیامد. در آن زمان شهرداری برای اولین بار به صرافت افتاده بود روی تئاتر کشور سرمایه‌گذاری کند. هر چند امروز این سرمایه‌گذاری انجام می‌شود ولی سرمایه‌گذاری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران محدود به یک سری فعالیت‌های ارزان‌قیمت آماری شده است.
باید در نظر داشت وقتی یک گروه 60 نفره را به خارج از کشور می‌برید، با زبان فارسی مطمئناً اگر حامی و اسپانسر وجود نداشته باشد کار موفق نمی‌شود. من مطمئنم اگر چنین اتفاقی رخ دهد، با نوعی از تئاتر روبرو می‌شوند که با تئاتر خودشان بسیار متفاوت خواهد بود. اما این که بتوانیم در یک سالن حرفه‌ای این نمایش را اجرا کنیم جزو آرزوهای من است،‌ دلم می‌خواهد که برداشت من از رمان "عمو تم" در جهان دیده شود و آن را قیاس کنند.
اولین بار که قصد داشتم این نمایش را اجرا کنم خواستم از شیوه اجرایی "بینوایان" استفاده کنم، یعنی متن را دست گرفتم تا خودم شروع به کار کنم اما با کمی تحقیق متوجه شد که نمایش "عمو تم" در "برادوی" اجرا شده و اتفاقاً در زمان انتشار رمان "عمو تم" یکی از موفقیت‌های تئاتر امریکا اجرای این نمایش بوده که سالیان سال نیز در این کشور اجرا می‌شود.
وقتی ترجمه متن را آغاز کردم، متوجه شدم که اصل رمان را بدون کم و کاست به نمایشنامه تبدیل کرده‌اند؛ بنابراین با وجود اینکه تا نیمه نمایشنامه را ترجمه کرده بودم آن را رها کردم و خودم آغاز به نوشتن نمایشنامه"عمو تم" کردم، بنابراین می‌توانم بگویم تمام نگاه من و طراحی‌ام تازه و نو است و حتی برای موسیقی نیز سعی کردم مطلقاً موسیقی آمریکایی انتخاب نکنم و میزان شمول موضوع را بیشتر کنم.
امیدوارم این اتفاق رخ دهد که بتوانیم "کلبه عمو تم" را در کشورهایی که دارای سابقه تئاتری قابل قبولی هستند و عرض اندام کردن در آنجا باعث افتخار جامعه تئاتری است، اجرا کنیم.
جایگزین موسیقی آمریکای لاتین چه نوع موسیقی شده است؟
از موسیقی کولی‌ها استفاده کرده‌ام،‌ همچنین از موسیقی یونان باستان استفاده کرده‌ام و سعی کرده‌ام تا نوعی عزاداری برای "عمو تم" را در تمام کار تسری دهم.
فکر می‌کنم این کار کمک می‌کند که همه بدانند بروز یک اتفاق در حوزه ادبیات و تئاتر متعلق به یک کشور نیست به شرط این که جهان شمول باشد به جهان متعلق است. امیدوارم که این نمایش به روایت، بازنویسی و بازی ایرانی‌ها برای جامعه تئاتری پیام جدیدی داشته باشد.

 

اجرای تعزیه "عمو تم" به جای یک نمایش آمریکایی
گفت و گو با بهروز غریب‌پور کارگردان نمایش "کلبه عمو تم"
یکشنبه 2 دی 1386  ساعت 12:57:00 PM
اولین بار که قصد داشتم این نمایش را اجرا کنم خواستم از شیوه اجرایی "بینوایان" استفاده کنم، یعنی متن را دست گرفتم تا خودم شروع به کار کنم اما با کمی تحقیق متوجه شد که نمایش "عمو تم" در "برادوی" اجرا شده و اتفاقاً در زمان انتشار رمان "عمو تم" یکی از موفقیت‌های تئاتر امریکا اجرای این نمایش بوده که سالیان سال نیز در این کشور اجرا می‌شود.  [ ادامه ]

+ نوشته شده در  جمعه 12 بهمن1386ساعت 23:52  توسط   |