تبليغاتX
اخبار نمایش کلبه عمو تم

اخبار نمایش کلبه عمو تم

 

تعداد مشاهده : 73 بار                  کد خبر : IRN- 89545                  تاريخ چاپ خبر : سه شنبه 23 بهمن 1386

   چاپ خبر

گفت‌و‌گو با بهروز غریب‌پور به بهانه «کلبه عمو تم»

در مذمّت تبعیض

غزال صادقي
گروه نمایش کلبه عموتوم همه نشسته‌اند و به نکاتی که بهروز غریب‌پور و دستیارانش از اجرای تمرین آنها یادداشت کرده‌اند، گوش مي‌دهند.


غریب‌پور نکات بازی را یکی‌یکی به بازیگران گوشزد مي‌کند. گاه از نوع بازی کسی ایراد مي‌گیرد و گاه آن را مورد تشویق قرار می‌دهد و دیگران را نیز به تشویق وادار مي‌کند. دورتادور صحنه را قطاری از گاری‌های پنبه دربر گرفته و در قسمت انتهایی صحنه نیز دکور کلبه چوبی قرار گرفته است. تعداد بازیگران آنقدر زیاد و سالن آنقدر بزرگ است که غریب‌پور مجبور به صحبت با میکروفن است. گروه بازیگران که عمدتا جوان و چهره‌های نه چندان شناخته شده‌اند، به دقت گوش مي‌دهند و گاه با احترام پرسشی یا اعتراضی را مطرح مي‌کنند. به‌رغم جدیتی که در نوع کار بهروز غریب‌پور هست، محیط بسیار شاد و مفرح به نظر مي‌رسد، چنانچه اجازه مي‌دهد برخی بازیگران ادای بازی دیگران را جلوی همه در بیاورند و بلند بلند بخندند. با این حال نظم و انضباط را از یاد نمي‌برد: «پذیرایی پشت صحنه تا قبل از پایان نمایش ممنوع است» و یا «اگر کسی روی صحنه نوکر شما است به هیچ‌وجه پشت صحنه نوکر شما نیست» و سپس خاطره‌ای را از بازی جمیله شیخی در «بانوی سالخورده من» (حمید سمندریان) تعریف مي‌کند.
بهروز غریب‌پور پس از گذشت دوازده سال از اجرای بسیار موفق «بینوایان» دوباره به‌این سالن بزرگ در فرهنگسرای بهمن بازگشته تا خاطره تئاتر عظیم دیگری را روی صحنه ببرد. با او در فاصله پایان تمرین تئاتر «کلبه عموتوم» - جدیدترین کارش - و به بهانه حضور در جشنواره تئاتر فجر گفت‌وگو کردیم در حالی که در میانه گفت‌وگو نیز از نظر دادن درباره لباس و دکور غافل نبود.
دوازده سال از زمانی که بینوایان را در این سالن به اجرا گذاشتید مي‌گذرد، اگر اشتباه نکنم شما یکی از موسسان فرهنگسرای بهمن و طراح همین سالن بودید و حتی گفته مي‌شد که‌ این نخستین بار است که برای یک تئاتر یک سالن ساخته شده است؟
در آن دوران که قرار بود بینوایان روی صحنه بیاید من عضو هیات مدیره بودم و آقای کاظمي‌ مدیرعامل بودند. سالن را در آن دوران مجهز کردیم تا بینوایان روی صحنه بیاید، در تمام مراحل کار خودم نظارت داشتم.
چرا بعد از بینوایان دیگر تئاتر قابل تاملی در اینجا به نمایش در نیامد؟
من خودم در تئاتر شهر و دیگر سالن‌ها چند نمایش دیگر روی صحنه بردم و همواره متاسف بودم محلی که برای تئاتر ساخته شده بود و خصوصا سالنی که قرار بود کارهای عظیم را در خود ببیند به تدریج به شوها و مسابقات اهدای جوایز بانک‌ها و کارخانه‌ها اختصاص داده شد و طی این سال‌ها تلاش‌ام این بود که کاری انجام بدهم که سالن برای تئاتر مورد استفاده قرار بگیرد. اما غالبا تئاتری‌ها انگیزه‌ای برای آمدن به فرهنگسرای بهمن و اجرای تئاتر ندارند، اين روزها معضلی داریم به نام متمرکز شدن در تئاتر شهر، چراکه تضمین تماشاگر دارد.
البته در مواردی حق با آنهاست. چراکه وقتی شما از آن محیط بیرون مي‌آیید از نظر تماشاگر ریسک بزرگی انجام دادید. چراکه غالبا تماشاگر غیر محفلی تئاتر به‌اینجا مي‌آید. شما اگر چند شب به سالن‌های تئاتر شهر بروید، مي‌بینید که تماشاگر تقریبا یکسان است. گریز از این مرکز عمدتا ریسک است، اما این آمادگی را داشتم که‌این ریسک را انجام بدم، حتی اگر کار با شکست روبه رو شود.
به‌رغم این بعد مسافت این سالن با مرکز شهر، بینوایان بسیار مورد استقبال قرار گرفت و با وجود اجراهای متعدد بلیت آن به سختی قابل تهیه بود؟
من این تجربه را یک بار دیگر در اصفهان انجام دادم جایی که مي‌گفتند بعد از «ارحام صدر» دیگر کسی به تئاتر نمي‌رود و تماشاگر وجود ندارد. دوستانی که ‌این را مي‌گفتند عقیده داشتند چون تئاترهای ما سنگین است تماشاگر قدرت تحمل‌اش را ندارد. در واقع تماشاگر را جاهل و نادان تصور مي‌کردند در حالی که تماشاگر بسیار آگاه است و مي‌تواند ایرادهای درستی بگیرد. من سه نمایش یک جوجه کلاغ و یک روباه سفر سبز در سبز بابا بزرگ و این تز را اجرا کردم. ما هفده اجرا داشتیم و روز آخر حتی پنج اجرا داشتیم. پس باید به تماشاگر احترام گذاشت.
در مورد جنوب شهر بینوایان نشان داد کاری که جذاب باشد و برایش زحمت کشیده شده باشد تماشاگر خواهد داشت، در این سالن تئاتر زیاد اجرا شده ولی من تصور مي‌کردم که تئاتری انجام نشده است. در واقع باید بگوییم اگر تماشاگر تنزل پیدا مي‌کند، تقصیر جامعه تئاتری هم هست و فقط تقصیر مسوولان نیست.
شما از معدود کارگردانان تئاتر هستید که به تئاترهای باشكوه علاقه دارید، آن هم در شرایطی که به دلیل وضعیت اقتصادی تئاترها بیشتر رو به خلاصه‌سازی و ساده‌سازی پیش مي‌روند، آیا ظرفیت تئاتر ایران این است که تئاترهای باشكوه هر دوازده سال یک بار باید روی صحنه برود؟
من در این فواصل البته تئاترهای متعددی مثل رستم و سهراب و مکبث را روی صحنه بردم، اما من تهیه کننده نیستم. من ممنونم که مسوولان فرهنگسراي بهمن و جشنواره فجر این اجازه را دادند که ما «کلبه عمو توم» را اینجا اجرا کنیم. این کار به بازسازی سالن و تجهیز آن قطعا کمک مي‌کند و دلیل ندارد من فقط به امکانات و شرایط تئاتر شهر بچسبم. مهم این است که کار قوی باشد، چرا همه تصور مي‌کنند که رفتن پشت آن تریبون خیلی مهم است. رابطه ما با مردم مثل رابطه قند مرطوب شده با مورچه است. قند خشک مورچه‌ها را جذب نمي‌کند، اما به محض مرطوب شدن دریایی از مورچه مي‌آيد.
اقتصاد تئاتر ما برای چنین اجراهایی چقدر آمادگی دارد؟
ما عادت کردیم پول دور بریزیم. اقتصاد تئاتر ایران یعنی دکورهای بینوایان باید باقی مي‌ماند، بعضی از همکاران من که هنوز در فرهنگسرای بهمن هستند در یک روز تصمیم مي‌گیرند و همه چوب‌های دکور را مي‌شکنندو تبدیل به قراضه مي‌کنند و به خریداران ضایعات مي‌فروشند. الان دکور کلبه عمو توم و این لباس‌ها سرمایه تئاتر ایران است، اگر هر بار دیگر این کار اجرا بشود، اینها باید محفوظ بماند که اگر شش سال دیگر من خواستم این کار را اجرا کنم با همین وسایل اجرا کنم. وقتی ما برای هر نمایش همه دکورها و وسایل و تجهیزات را نابود مي‌کنیم، معلوم است باید وضع اقتصاد تئاترمان همین باشد.
این اقتصاد تا چه‌اندازه به دولت وابسته است و باید باشد؟
هنر ما دولتی است و این سابقه به قبل از انقلاب برمي‌گردد. این شیوه تداوم پیدا کرده، وقتی تئاتری برای تثبیت ارزش‌های فرهنگی کار مي‌کند هزینه و بودجه آن را نهادهای محلی مي‌دهند. تئاتر مثل سرمایه‌گذاری روی دین و مذهب است‌. شما نمي‌توانید به خاطر هزینه بگویید، نمي‌خواهیم نوروز یا عید غدیر داشته باشیم. برای این موضوع باید بودجه صرف کرد، چراکه بقای ملت است. شما کار هویتی باید بکنید تا کار سرمایه‌ای به وجود بیاید. وقتی توقع سودآوری از تئاتر داشته باشد باید به سمت تئاتر بلوار و کمیک صرف برود. از طراحی صحنه و نور و لباس پرهیز کند و صرفا با ده جلسه تمرین نمایشی بیاورد که مردم را بخنداند. این یعنی بی‌هویتی. اما این مغایرتی با این ندارد که نگران گیشه نباشیم.
به «کلبه عمو توم» برگردیم. به نظر مي‌رسد شما همچنان به داستان‌های کلاسیک علاقه‌مند هستید، ظاهرا برای این داستان هم چندسالی است که دارید کار مي‌کنید؟
من به آثار کلاسیک علاقه مند نیستم، به افسانه‌های ملی، افسانه‌های جهان، به آثار برجسته ادبی علاقه‌مندم و رویکردم به ادبیات جهان براین مبناست که بر شمار تماشاگران اضافه کنم. موقعی که من بینوایان را آغاز کردم خیلی افراد فکر مي‌کردند که بینوایان نه در ایران قابل اجراست و نه قابل رقابت با فیلم‌ها و سریال‌هایی است که از تلویزیون به نمایش گذاشته شده. اما من مي‌خواستم ظرفیت‌های تئاتر ایران را به نمایش بگذارم. این ظرفیت‌ها شامل همه آثار ادبی بزرگ دنیا و حتی خود ایران مي‌شود، چنانکه رستم و سهراب به صحنه آمد. من معتقدم که بسیاری از ادبیات ماندگار جهان قابل اجرا و عرضه به شیوه‌های مختلف است.
بعد از بینوایان من به سراغ سوژه‌های مختلف رفتم. یکی از آنها جنگ و صلح تولستوی است که نمایشنامه آن منتشر شد. دیگری کلبه عمو توم بود که نمایشنامه آن هم منتشر شد. دوست داشتم آثار برجسته ادبی جهان و آثاری که در میان مردم شناخته شده است و طرفدار دارد را روی صحنه بیاورم که ظرفیت این زبان هنری را نشان بدهم. اگر آن دوازده سال تجربه من متوقف نمي‌شد تا الان جنگ و صلح تولستوی را هم روی صحنه برده بودم. ولی ضربه اصلی را جماعت تئاتری به حرکت من زدند و اعتراض مي‌کردند که چرا بهروز غریب‌پور این امکان را دارد و ما نداریم در حالی که دوازده سال این سالن خالی بوده و کسی سراغش نیامد.
این نشان می‌دهد که عده‌ای فقط معترض زاده شده‌اند و معترض عمل مي‌کنند تا کاری انجام نشود. به گفته خیلی از تئاتری‌ها بینوایان را مي‌توان مرز بین گذشته و تئاتر امروز به حساب آورد. در آن تئاتر شیوه پرداخت ماهانه به بازیگر وجود داشت، سرویس رفت و آمد و اورژانس داشتند. طی هفت ماه که روی صحنه بودند بیمه بودند. اما روزنامه سرشار از تهمت و بهتان علیه من بود و اهمیت این کار را جامعه تئاتر هم نمي‌فهمید، اما الان که دور شدند انصاف برگشته و همه تاسف مي‌خورند.
خود کلبه عمو توم از نظر شیوه اجرا چه شباهت‌هایی به بینوایان یا دیگر تئاترهای شما دارد؟
این بار من شیوه را تلفیقی از اجراهای مدرن، آیینی و کلاسیک گرفتم. در صحنه پایانی ما آیین سوگواری جهانی داریم اجرا می‌کنیم و تنها آیین اعتراض و میتینگ سیاسی نیست. از نظر لباس سعی کردم تابع زمان باشم و از نظر صحنه به یک صحنه مینی مالیستی و حداقل را برای ساخت فضا کفایت کردم و یک دلیلش این بود که دیدم سالنی که من ساختم به خاطر جذب تماشاگر بیشتر صحنه اصلی را از بین برده‌اندولی چون اصرار کرده بودم در فرهنگسرای بهمن و تالار شهید آوینی این کار را اجرا‌ می‌کنم تمام ذهنیت‌های قبلی‌ام را تغییر دادم.
کلبه عمو توم یکی از موثرترین کتاب‌هایی است که در جهان روی مردم اثر گذاشته و به گونه‌ای که مي‌گویند جنگ شمال و جنوب آمریکا
برای القای برده داری متاثر از این کتاب است. چنین کتابی باید دوباره معرفی مي‌شد به‌این نسل تا کتاب‌ها و آثار ادبی جهان شناخته شود و ضمنا ما بگوییم که تبعیض از بین نرفته است. جامعه امروز سعی می‌کند که تبعیض را لای زر‌ق‌وبرق پنهان کند و این‌گونه وانمود کند که تبعیض از بین رفته، در حالی که توفان کاترینا نشان داد که تبعیض هنوز وجود دارد، اخیرا خبر رسیده که برده داری هنوز در آمریکا وجود دارد و چند برده از دست ارباب شان فرار کردند و یا در کشورهایی مثل بحرین و امارات هنوز برده داریم که دیگر فقط سیاه نیستند پاکستانی و بنگلادشی و... هستند. من به دنبال این هستم بگویم هنوز حقوق انسان پایمال مي‌شود.
ظاهرا کتاب ترجمه‌های زیادی داشته، اما ظاهرا شما خودتان ترجمه مستقل کردید؟
من ابتدا مي‌خواستم از روی نمایشنامه عمو توم ترجمه کنم که دیدم ذهنیت من نیست و برای همین کار را متوقف کردم. در ادامه از روی ترجمه خانم جزنی کار کردم. البته رمان ترجمه شده بود و ترجمه آن بی فایده بود اما آنچه که مي‌بینید اقتباس من از این رمان است، ضمن این که تعهدم را نسبت به رمان حفظ کردم.
پس دراماتولوژی روی این کار صورت گرفته است؟
بله من چهار سال روی متن کلبه عموتوم کار کردم. تجربه‌ای که داشتم در بینوایان و قلعه حیوانات این امکان را به من مي‌داد که دوباره باید این اثر را کلمه به کلمه خورده باشم. کلبه عمو توم چندین بار نوشته شد و متناسب با طراحی جدید تغییرات زیادی کرد.
چه تعداد بازیگر در این کار هستند؟
52 بازیگر که با نیروهای کمکی نزدیک به 100 نفر مي‌رسد.
کار با این تعداد بازیگر و اعضای صحنه سخت نیست؟
من کار پرچالش را دوست دارم شما کوهنوردی را مي‌شناسید که به فتح تپه راضی شود؟
و به نظر مي‌رسد که برخلاف بینوایان به دنبال چهره‌های معروف نرفتید؟
سراغ چهره نرفتم. یکی از دلایل آن بودجه کار است. من باید کلبه عموتوم را به گونه‌ای کار بکنم که همه بگویند این خود عموتوم است و نگویند این فلان بازیگر مشهور است که عمو توم شده. الان چنین اتفاقی افتاده و آقای سیامک علمي‌که روی صحنه مي‌آید خود عموم توم است و با این که اغلب چهره‌هایی که مي‌بیندید سابقه چنددهه تئاتر دارند اما بازیگر شناخته شده تلویزیون و سینما نیستند. امیدوارم مثل بینوایان که به تعداد بازیگرانش چهره سینمایی و تلویزیونی درست شد بعد از این کار هم این اتفاق بیفتد. زمانی که من بینوایان را کار کردم فتحی که ژان والژان را کار مي‌کرد قریب به دو سه دهه بود که اساسا در تئاتر نبود. خیلی از این افراد چهره نبودند و بعد چهره شدند.
در جشنواره کارهای ایرانی و خارجی در کنار هم قرار گرفتند با چنین موضوعی موافقید؟
ما البته در بخش رقابتی نیستیم، اما چه مانعی دارد که کنار هم نمایش داده شود. ضمن این که آنها هم مي‌آیند و در محدودیت‌های ما اجرا مي‌کنند. نحوه بازی شان دیگر شکل کشورمبدا نیست. اتفاقا خوب است که ببینیم کارگردانانی که با محیط آزادتری کار مي‌کنند، در چنین شرایطی چگونه تئاتر اجرا مي‌کنند.
البته یک کم هم شوخی است که فکر کنیم امکانات ما فوق‌العاده پایین و امکانات آنها فوق‌العاده بالا است. فرض کنید همه آثار خارجی برنده شوند آنها هم تئاتری هستند و اتفاقا دوست داشتم کلبه عموتوم در بخش رقابتی بود، چون من خودم اینجا پشت میزنور مي‌نشینم و نورپردازی مي‌کنم. مي‌خواستم ببینم آنها هم مي‌توانند با چنین امکاناتی کار قابل قبولی را روی صحنه ببرند یا نه.
برای کلبه عموتوم چه تعداد اجرا در نظر گرفته شده است؟
30 اجرا در فرهنگسرای بهمن در تعهد ماست و امیدواریم که با استقبال تماشاگران این تعداد اجرا بیشتر شود. در جشنواره هم چهاراجرا خواهیم داشت.
به ‌این دکور چگونه رسیدید؟
با حداقل امکانات. اغلب این دکورها از قطعات دور ریختنی اجراهای دیگر ساخته شده است.
هرچه در سطل زباله پارکینگ تئاتر شهر بود را جمع آوری کردیم و این دکور را ساختیم.
این همه پنبه که در پارکینگ تئاتر شهر نبود؟
نه و مقدار پنبه‌ها چندان زیاد نیست. 80 کیلو پنبه است که جمعا 150هزار تومان خریداری شده است.
تئاتر بعدی شما جنگ و صلح خواهد بود؟
خدا داند. اما خیلی دوست دارم یکی از آثار بزرگ ادبی را روی صحنه ببرم. دکتر ژیواگو و جنگ و صلح را هم دوست دارم روی صحنه ببرم.


 

   چاپ خبر



www.donya-e-eqtesad.com


 

کليه حقوق اين سايت متعلق به روزنامه دنيای اقتصاد بوده و

 استفاده از مطالب آن با ذکر منبع وب سايت بلامانع است.
نرم افزار مدیریت خبر . نسخه 1 . (نگارش)

Copyright  ©2006 den - All Right Reserved
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=89545

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 1:30  توسط   | 

150 بازیگر ایرانی در «کلبه عمو تم»


150 بازیگر ایرانی در کلبه عمو تم
۸۴/۸/۲۰ - ۹:۵۸ - آسیا- آرمان اسلامبولچی

بهروز غریب‌پور مشغول آماده سازی نمایشی بر اساس رمان «کلبه عمو تم» است که گویا نزدیک 150 بازیگر در آن ایفای نقش خواهند کرد.



ایشان از بازنویسی متن این رمان تاثیر گذار خبر داده  و عنوان کرده است که به زودی تمرینات نمایش خود را آغاز خواهد کرد. همچنین غریب پور خاطر نشان کرده است که در آینده نزدیک متن این نمایشنامه توسط نشر قطره به بازار کتاب عرضه خواهد شد.

به نظر می‌رسد همانند نمایش عروسکی رستم و سهراب که درسال گذشته یکی از عظیم‌ترین پروژه‌های تئاتری ایران بود و عروسک‌هایش در اروپا ساخته شد و عروسک‌گردان‌هایش تحت تعلیمات ویژه قرار گرفتند، این بار نیز بهروز غریب پور بر روی پروژه سنگین و پرخرجی دست گذاشته باشد که البته برخلاف رستم سهراب نه به صورت عروسکی، بلکه به صورت یک نمایش صحنه‌ای آماده و اجرا خواهد شد.

گویا بهروز غریب‌پور پس از پایان نمایش بینوایان به فکر یک چنین طرحی افتاده و از همان زمان نگارش نمایشنامه آن را آغاز کرده است.

غریب‌پور تاکیده کرده است که در نگارش «کبه عمو تم» از متون فیلمی که بر اساس این رمان تهیه شده و  نمایشی که 35 سال پیش در برادوی اجرا شده بود نیز کمک گرفته است.

اما نکته بسیار جالب توجه نقش طوفان کاترینا است در تصمیمات بهروز غریب‌پور. او به خبرگزاری فارس گفته است: «بعد از جریان طوفان کاترینا متوجه شدم كه دولت بوش كمك‌رسانی جدی به مردم آن منطقه نكرده و سعی كردم با احساس و نگاهی جدید نمایشنامه را برای بار سوم بازنویسی كنم و به نظرم نگاه و بازنویسی سوم در نمایشنامه جهان‌شمول‌تر باشد.»

«قلعه حیوانات» (مزرعه حیوانات) عنوان رمان دیگری است که این روزها بهروز غریب پور را به خود مشغول کرده است. ایشان عنوان کرده اند که در اولویت‌های بعدی پس از «کلبه عمو تم» به دنبال اجرای نمایشی بر اساس این نوشته پرآوازه جورج اورول خواهد بود. متن این نمایشنامه نیز به انتشار رسیده است تا بتوان لقب یکی از پرکار ترین کارگردان‌های تئاتر ایران را به بهروز غریب‌پور اهدا کرد. ایشان هم اکنون مشغول اجرای نمایش ایکارو هستند که بر اساس زندگی وسه والد مه یر هولد نگارش شده و هم اکنون در تالار چهارسو از مجموعه تئاتر شهر اجرا می شود.

فرود اضطراری یك حواصیل روی پشت‌بام خانه یك ویولونیست

حسین محب‌اهری، هنرمند پیشکسوت از اجرای نمایشی با عنوان «فرود اضطراری یك حواصیل روی پشت‌بام خانه یك ویولونیست» خبرداده است.

ایشان در سال‌های اخیر در عالی ترین آثار نمایشی ایران به عنوان بازیگر حضور داشته‌اند. «مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین» که مرداد ماه گذشته توسط بهرام بیضایی چند روزی میهمان تالار اصلی بود و نمایش «من از کجا، عشق از کجا - دیداری با فروغ فرخزاد» که دی ماه سال گذشته در همین تالار نمایشی و توسط پری صابری به نمایش در آمده بود آخرین عناوین برجسته کارنامه هنری محب‌اهری محسوب می شوند.

آخرین حضور او در تئاتر نیز مربوط می‌شود به نمایش «قضیه تراخیس» به کارگردانی افشین هاشمی که چندی پیش در سالن مولوی به روی صحنه رفته بود.

هم اکنون حسین محب‌اهری از کارگردانی نمایشی توسط خود خبر داده که در سال 85 به اجرای عمومی خواهد رسید. بنابراین «فرود اضطراری یك حواصیل روی پشت‌بام خانه یك ویولونیست» نمایشی خواهد بود که به زودی  و برای یک بار دیگر تجربه کارگردانی را برای حسین محب‌اهری به ارمغان خواهد آورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 1:16  توسط   | 

گزارش تمرین نمایش "کلبه عمو تم" به کارگردانی بهروز غریب‌پور
پلاتو 33 اداره تئاتر این روزها پذیرای تمرین‌های نمایش "کلبه عمو تم" به کارگردانی بهروز غریب‌پور است که خود را برای بخش چشم‌انداز 87 جشنواره تئاتر فجر آماده می‌کند.

به گزارش خبرنگار مهر، غریب‌پور که در تئاتر عروسکی نخی فردی شناخته شده در سطح بین‌المللی است، به کارگردانی نمایش‌های صحنه‌ای نیز می‌پردازد و آثاری چون "حضور در آئینه پریشان"، "تف"، "کچل کفترباز"، "بینوایان" و "قصه تلخ طلا" را روی صحنه‌های مختلف تئاتر کشور اجرا کرده است.

وی سال گذشته با اجرای اپرای عروسکی "مکبث" پذیرای مخاطبان زیادی از اقشار مختلف سنی در تالار فردوسی بود. همزمان با غریب‌پور در راهروهای اداره به سمت محل تمرین می‌رویم و با ورود به پلاتو 33 با تعداد زیادی بازیگر زن و مرد مواجه می‌شویم که با لباس‌های یکدست مشکی در سه طرف سالن نشسته‌اند.

این جمعیت تداعی کننده مستطیلی است که یک ضلع ندارد و ضلع چهارم آن را میزی بزرگ تشکیل داده که روی آن امکانات صوتی مختلف قرار دارد. گروه در تکاپو هستند تا خود را برای تمرین آماده کنند و کارگردان نمایش به بازیگرانی که هنوز لباس مشکی نپوشیده‌اند یادآوری می‌کند که لباس‌های نمایش را به تن کنند.

سیامک حلمی، شهین علیزاده، آتش تقی‌پور، مینو زاهدی، نسیم ادبی، محمد ساربان و منوچهر علیپور از چهره‌های شناخته‌شده هستند که بین بازیگران به چشم می‌خورند. هر کدام در جایگاهی که گویی از قبل تعیین شده نشسته‌اند و خود را برای تمرین آماده می‌کنند.

غریب‌پور از عوامل نمایش "کلبه عمو تم" می‌خواهد چراغ های سالن را خاموش کنند. وی درباره دلیل این کار به بازیگران خود می گوید: "در شرایط تاریکی دیگر نمی شود از متن استفاده کرد و به احتمال زیاد در تمرین بعدی هم از همین شرایط استفاده می‌کنیم تا بدون استفاده از متن تسلط روی دیالوگ ها بیشتر شود."

وی با اشاره گروه را به سکوت دعوت می‌کند و در کمتر از چند ثانیه سکوت تمام پلاتو تمرین را فرامی گیرد. با اشاره مجدد کارگردان بازیگران همه از جای خود بلند می‌شوند و می ایستند. گویا یکی از بازیگران به علت بیماری به تمرین نرسیده و غریب‌پور از بازیگر دیگری می‌خواهد جای وی نیز بازی کند.

موسیقی پخش می شود و همه گروه با آن همنوایی می کنند و همزمان با تغییر ریتم موزیک دست چپ خود را بلند می‌کند. کارگردان و دستیارانش نیز همزمان با بازیگران این کار را انجام می دهند. پس از لحظاتی کوتاه همگی دست ها به سمت پائین می‌آید و ضربه‌ای بر سینه‌ها وارد می کند. این حرکت ادامه می‌یابد و یادآور مراسم عزاداری و سوگواری می شود که با موسیقی خاص نژاد آفریقایی همراه است.

بعد از دقایقی بازیگران با اشاره آرام بهروز غریب پور به آرامی در جای خود می نشینند و با اشاره بعدی عده ای به سمت تختی کوتاه که در یک سمت سالن است می روند و آن را به آرامی به میان حلقه بازیگران می آورند. سپس موسیقی قطع می شود و دو بازیگر خردسال پسر و دختر وارد فضا می شوند.

این دو بازیگر شروع به گفتن دیالوگ های خود می کنند که کارگردان از آنها می خواهد با صدای بلندتری دیالوگ ها را ادا کنند و پس از آن در زیر میز کارگردان پنهان شوند. همزمان صدای زمزمه هایی توسط بازیگران حاضر ادا می شود که کم کم به صداهایی بلندی تبدیل شده و نشان از ورود افرادی به داخل صحنه دارد.

جمعیت فردی را به داخل صحنه می آورند و از جمله هایشان اینگونه برداشت می شود که برخی از آنها برده هایی هستند که برای ارباب خود کار می کنند و آن فرد و برده‌ای است که پسر ارباب را کتک زده و حال باید شکنجه شود. نعمت اسداللهی با سیگار برگ زیر لب و کمربند در دست نقش ارباب را بازی می کند و با عصانیت می گوید: "ژرژ به جرم برده بودن باید شکنجه شود. یک برده حق ندارد خواندن یا نوشتن یاد بگیرد. یک برده حق ندارد فکر کند یک انسان است."

در این بین ارباب به چهره افراد حاضر در این صحنه نگاه می کند و گویی منتظر است ببیند آیا کسی در جمع حضور دارد که با حرف هایش مخالفت کند. کسانی که در جمع هستند گویا اکثرشان برده اند و جرأت حرف زدن و مخالفت با ارباب را ندارند و در این میان یکی از آنها با صدای بلند می گوید: "سواد و خدا مال سفیدهاست، انجیل مال سفیدهاست."

ارباب پس از شکنجه ژرژ به تندی همه افراد را پراکنده می کند. ژرژ که نقش وی را سامان دارابی بازی می کند بعد از رفتن مردم خود را به سختی روی زمین می اندازد و با حالتی که از درد به خود می پیچید شروع به اعتراض نسبت به وضعیت خود می کند و می گوید: "تو نیستی، تو برای برده ها نیستی، تو خدای برده ها نیستی."

بچه ها هراسان از زیر میز بیرون می پرند و به کمک ژرژ می روند. برده از درد از هوش می رود و بچه ها نیز به سرعت از آن مکان خارج می شوند. در این لحظه موسیقی پخش می شود و همه گروه شروع به همخوانی با آن می کنند. سپس ارباب و پسرش با ویلسن که نقش وی را منوچهر علیپور بر عهده دارد و بر سر خرید و فروش ژرژ صحبت می‌کنند، وارد صحنه می‌شوند.

از دیالوگ ها چنین برمی آید که ژرژ دستگاهی اختراع کرده که کار پنبه چینی را به راحتی انجام می دهد و دیگر نیازی به کار سیاهپوستان ندارد. ویلسن به همین خاطر می خواهد ژرژ را از ارباب بخرد و مخالف آزار دادن برده هاست، ولی ارباب با این امر مخالفت و تأکید می کند: "یک سیاه نمی تواند سفید باشد."

ویلسن با مخالفت ارباب و به نتیجه نرسیدن صحبت هایشان از صحنه خارج می شود و ارباب با ابراز تنفر به دنبال وی صحنه را به همراه پسرش ترک می کند. غریب پور با دقت نظاره گر این صحنه هاست و گروه نیز در سکوت نظاره می‌کنند. فقط در لحظاتی که بازیگران صحنه‌های مختلف دیالوگ‌های خود را فراموش می‌کنند، یکی از دستیاران کارگردان از روی متنی که در دست دارد جملات مورد نظر را به آنها می گوید.

موسیقی پخش می شود و بازیگران با دو دست با ریتم موسیقی بر دو پای خود می زنند. در این لحظه نادیا فرجی که نقش الیزا همسر ژرژ را بر عهده دارد به همراه دختربچه ای به نام هلن وارد صحنه می شود. ژرژ به سمت وی می آید و هلن را در آغوش می گیرد. ژرژ از وضعیت خود گلاه می‌کند و الیزا دلداری اش می‌دهد. ژرژ از برخورد ارباب ناراحت است و از رابطه ارباب و برده بودن ناراضی است.

ژرژ پس از دقایقی از صحنه خارج می شود و هلن و الیزا دنبال وی چند قدم برمی دارند و با گریه و شیون در جای خود باقی می مانند. همزمان با این صحنه موسیقی پخش می شود و فضایی ایجاد می کند که اکثر بازیگران حاضر در پلاتو اشک در چشمانشان حلقه می زند و تحت تأثیر قرار می گیرند.

در زمان استراحت گروه غریب‌پور درباره انگیزه خود از انتخاب متن "کلبه عمو تم" بعد از اجرای نمایش "بینوایان" می گوید: "استفاده از رمان های مشهور راهی است که در تئاتر برای گسترش مخاطبان تئاتری انجام می شود. برخی بر این باورند که تئاتر برای عده ای خاص یا نخبگان جامعه است که این تفکر خطری جدی برای تئاتر است. در حالی که اجرای نمایش "بینوایان" خط بطلان بر این باور بود. "بینوایان" هم طیف وسیع تماشاگران را راضی کرد و هم به شمار تماشاگران تئاتر افزود."

وی ادامه می دهد: "من رمان "قلعه حیوانات" و "کلبه عمو تم" را مد نظر داشتم که به دلیل مشهور بودن در میان مردم مخاطب وسیع دارند و پیامی که می دهند به جغرافیای خاصی تعلق ندارد و به تبعیض نژادی و حقوق پایمال شده آدم ها می پردازند که هیچوقت پیام خود را از دست نمی دهند."

غریب‌پور درباره هدف انتخاب متونی که به وضعیت ظلم و اجحاف در حق انسان‌های جهان می‌پردازد، تأکید می کند: "من باور دارم که در همه جوامع پایمال کردن حق انسان‌ها به عنوان یک معضل دائمی وجود دارد. من از نمایش‌هایی نظیر "کچل کفترباز" که 30 سال پیش اجرا کردم دنبال این باور و مضمون بوده ام و کماکان این موضوع محور کارهای من است. به نظر من اراده کلی همه هنرمندان این است که زیبایی عدالت و رفع تبعیض نژادی را به تماشاگران منتقل کنند. این رویای انسان هاست."

وی معتقد است انسان ها از کتب مقدس به نفع خود استفاده می کنند و برداشت‌های مد نظر خود را از آنها دارند، همانگونه که در زمان برده داری این استفاده صورت می گرفت. در حالی که اگر انسان ها قانون الهی را درک کنند از قید و بند، تزویر و ریا رها می شوند.

این کارگردان تئاتر درباره انگیزه و هدف از اجرای نمایش هایی با تعداد بازیگر بالا یادآور می شود: "من سال 58 نمایش "حضور در آئینه پریشان" را با یک بازیگر به صحنه بردم. کار "تف" هم همینطور بود. من عاشق هنری هستم که یکنفره یا صدنفره ندای عدالت و پیام را برای انسان‌ها داشته باشد. من از میزانسنی که ترکیب چهره‌های مختلف باشد، لذت می برم."

وی می افزاید: " در عین حال من دغدغه آموزش را دارم تا دانش خود را به عنوان کارگردان به نسلی که نیازمند آموزش هستند منتقل کنم. مطمئنم که همان اتفاقی که برای بازیگران جوان "بینوایان" روی داد و به جامعه هنری معرفی شدند، این اتفاق برای جوانان حاضر در "کلبه عمو تم" هم می افتد و به طور حتم از بازیگران آینده کشور خواهند بود."

بهروز غریب پور در پایان از اجرای عمومی این نمایش در فرهنگسرای بهمن خبر می‌دهد و درباره دلیل آن یادآور می‌شود: "یکی از وظایف ما این است که بر جغرافیای محدود تئاتر کشور بیفزاییم و دامنه نفوذ تئاتر را گسترش دهیم. من حتی حاضرم در یک گاراژ یا انبار چوب این کار را اجرا کنم."

وی ادامه می دهد: "یکی از مشکلات تئاتر در ایران این است که گروهها محدود به تئاتر شهر شده اند، در صورتی که اگر اعتقاد داریم هنرمان برای همه است نباید به یک محدوده خاص گرایش داشته باشیم. من به همه دوستان تئاتری توصیه می کنم خود را از محدوده تئاتر شهر بیرون بیاورند و هوایی تازه تر و تجربه هایی جدیدتر را در نقاط مختلف شهر و کشور داشته باشند."

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 1:8  توسط   | 

گزارش تمرین نمایش "کلبه عمو تم" به کارگردانی بهروز غریب‌پور
پلاتو 33 اداره تئاتر این روزها پذیرای تمرین‌های نمایش "کلبه عمو تم" به کارگردانی بهروز غریب‌پور است که خود را برای بخش چشم‌انداز 87 جشنواره تئاتر فجر آماده می‌کند.

به گزارش خبرنگار مهر، غریب‌پور که در تئاتر عروسکی نخی فردی شناخته شده در سطح بین‌المللی است، به کارگردانی نمایش‌های صحنه‌ای نیز می‌پردازد و آثاری چون "حضور در آئینه پریشان"، "تف"، "کچل کفترباز"، "بینوایان" و "قصه تلخ طلا" را روی صحنه‌های مختلف تئاتر کشور اجرا کرده است.

وی سال گذشته با اجرای اپرای عروسکی "مکبث" پذیرای مخاطبان زیادی از اقشار مختلف سنی در تالار فردوسی بود. همزمان با غریب‌پور در راهروهای اداره به سمت محل تمرین می‌رویم و با ورود به پلاتو 33 با تعداد زیادی بازیگر زن و مرد مواجه می‌شویم که با لباس‌های یکدست مشکی در سه طرف سالن نشسته‌اند.

این جمعیت تداعی کننده مستطیلی است که یک ضلع ندارد و ضلع چهارم آن را میزی بزرگ تشکیل داده که روی آن امکانات صوتی مختلف قرار دارد. گروه در تکاپو هستند تا خود را برای تمرین آماده کنند و کارگردان نمایش به بازیگرانی که هنوز لباس مشکی نپوشیده‌اند یادآوری می‌کند که لباس‌های نمایش را به تن کنند.

سیامک حلمی، شهین علیزاده، آتش تقی‌پور، مینو زاهدی، نسیم ادبی، محمد ساربان و منوچهر علیپور از چهره‌های شناخته‌شده هستند که بین بازیگران به چشم می‌خورند. هر کدام در جایگاهی که گویی از قبل تعیین شده نشسته‌اند و خود را برای تمرین آماده می‌کنند.

غریب‌پور از عوامل نمایش "کلبه عمو تم" می‌خواهد چراغ های سالن را خاموش کنند. وی درباره دلیل این کار به بازیگران خود می گوید: "در شرایط تاریکی دیگر نمی شود از متن استفاده کرد و به احتمال زیاد در تمرین بعدی هم از همین شرایط استفاده می‌کنیم تا بدون استفاده از متن تسلط روی دیالوگ ها بیشتر شود."

وی با اشاره گروه را به سکوت دعوت می‌کند و در کمتر از چند ثانیه سکوت تمام پلاتو تمرین را فرامی گیرد. با اشاره مجدد کارگردان بازیگران همه از جای خود بلند می‌شوند و می ایستند. گویا یکی از بازیگران به علت بیماری به تمرین نرسیده و غریب‌پور از بازیگر دیگری می‌خواهد جای وی نیز بازی کند.

موسیقی پخش می شود و همه گروه با آن همنوایی می کنند و همزمان با تغییر ریتم موزیک دست چپ خود را بلند می‌کند. کارگردان و دستیارانش نیز همزمان با بازیگران این کار را انجام می دهند. پس از لحظاتی کوتاه همگی دست ها به سمت پائین می‌آید و ضربه‌ای بر سینه‌ها وارد می کند. این حرکت ادامه می‌یابد و یادآور مراسم عزاداری و سوگواری می شود که با موسیقی خاص نژاد آفریقایی همراه است.

بعد از دقایقی بازیگران با اشاره آرام بهروز غریب پور به آرامی در جای خود می نشینند و با اشاره بعدی عده ای به سمت تختی کوتاه که در یک سمت سالن است می روند و آن را به آرامی به میان حلقه بازیگران می آورند. سپس موسیقی قطع می شود و دو بازیگر خردسال پسر و دختر وارد فضا می شوند.

این دو بازیگر شروع به گفتن دیالوگ های خود می کنند که کارگردان از آنها می خواهد با صدای بلندتری دیالوگ ها را ادا کنند و پس از آن در زیر میز کارگردان پنهان شوند. همزمان صدای زمزمه هایی توسط بازیگران حاضر ادا می شود که کم کم به صداهایی بلندی تبدیل شده و نشان از ورود افرادی به داخل صحنه دارد.

جمعیت فردی را به داخل صحنه می آورند و از جمله هایشان اینگونه برداشت می شود که برخی از آنها برده هایی هستند که برای ارباب خود کار می کنند و آن فرد و برده‌ای است که پسر ارباب را کتک زده و حال باید شکنجه شود. نعمت اسداللهی با سیگار برگ زیر لب و کمربند در دست نقش ارباب را بازی می کند و با عصانیت می گوید: "ژرژ به جرم برده بودن باید شکنجه شود. یک برده حق ندارد خواندن یا نوشتن یاد بگیرد. یک برده حق ندارد فکر کند یک انسان است."

در این بین ارباب به چهره افراد حاضر در این صحنه نگاه می کند و گویی منتظر است ببیند آیا کسی در جمع حضور دارد که با حرف هایش مخالفت کند. کسانی که در جمع هستند گویا اکثرشان برده اند و جرأت حرف زدن و مخالفت با ارباب را ندارند و در این میان یکی از آنها با صدای بلند می گوید: "سواد و خدا مال سفیدهاست، انجیل مال سفیدهاست."

ارباب پس از شکنجه ژرژ به تندی همه افراد را پراکنده می کند. ژرژ که نقش وی را سامان دارابی بازی می کند بعد از رفتن مردم خود را به سختی روی زمین می اندازد و با حالتی که از درد به خود می پیچید شروع به اعتراض نسبت به وضعیت خود می کند و می گوید: "تو نیستی، تو برای برده ها نیستی، تو خدای برده ها نیستی."

بچه ها هراسان از زیر میز بیرون می پرند و به کمک ژرژ می روند. برده از درد از هوش می رود و بچه ها نیز به سرعت از آن مکان خارج می شوند. در این لحظه موسیقی پخش می شود و همه گروه شروع به همخوانی با آن می کنند. سپس ارباب و پسرش با ویلسن که نقش وی را منوچهر علیپور بر عهده دارد و بر سر خرید و فروش ژرژ صحبت می‌کنند، وارد صحنه می‌شوند.

از دیالوگ ها چنین برمی آید که ژرژ دستگاهی اختراع کرده که کار پنبه چینی را به راحتی انجام می دهد و دیگر نیازی به کار سیاهپوستان ندارد. ویلسن به همین خاطر می خواهد ژرژ را از ارباب بخرد و مخالف آزار دادن برده هاست، ولی ارباب با این امر مخالفت و تأکید می کند: "یک سیاه نمی تواند سفید باشد."

ویلسن با مخالفت ارباب و به نتیجه نرسیدن صحبت هایشان از صحنه خارج می شود و ارباب با ابراز تنفر به دنبال وی صحنه را به همراه پسرش ترک می کند. غریب پور با دقت نظاره گر این صحنه هاست و گروه نیز در سکوت نظاره می‌کنند. فقط در لحظاتی که بازیگران صحنه‌های مختلف دیالوگ‌های خود را فراموش می‌کنند، یکی از دستیاران کارگردان از روی متنی که در دست دارد جملات مورد نظر را به آنها می گوید.

موسیقی پخش می شود و بازیگران با دو دست با ریتم موسیقی بر دو پای خود می زنند. در این لحظه نادیا فرجی که نقش الیزا همسر ژرژ را بر عهده دارد به همراه دختربچه ای به نام هلن وارد صحنه می شود. ژرژ به سمت وی می آید و هلن را در آغوش می گیرد. ژرژ از وضعیت خود گلاه می‌کند و الیزا دلداری اش می‌دهد. ژرژ از برخورد ارباب ناراحت است و از رابطه ارباب و برده بودن ناراضی است.

ژرژ پس از دقایقی از صحنه خارج می شود و هلن و الیزا دنبال وی چند قدم برمی دارند و با گریه و شیون در جای خود باقی می مانند. همزمان با این صحنه موسیقی پخش می شود و فضایی ایجاد می کند که اکثر بازیگران حاضر در پلاتو اشک در چشمانشان حلقه می زند و تحت تأثیر قرار می گیرند.

در زمان استراحت گروه غریب‌پور درباره انگیزه خود از انتخاب متن "کلبه عمو تم" بعد از اجرای نمایش "بینوایان" می گوید: "استفاده از رمان های مشهور راهی است که در تئاتر برای گسترش مخاطبان تئاتری انجام می شود. برخی بر این باورند که تئاتر برای عده ای خاص یا نخبگان جامعه است که این تفکر خطری جدی برای تئاتر است. در حالی که اجرای نمایش "بینوایان" خط بطلان بر این باور بود. "بینوایان" هم طیف وسیع تماشاگران را راضی کرد و هم به شمار تماشاگران تئاتر افزود."

وی ادامه می دهد: "من رمان "قلعه حیوانات" و "کلبه عمو تم" را مد نظر داشتم که به دلیل مشهور بودن در میان مردم مخاطب وسیع دارند و پیامی که می دهند به جغرافیای خاصی تعلق ندارد و به تبعیض نژادی و حقوق پایمال شده آدم ها می پردازند که هیچوقت پیام خود را از دست نمی دهند."

غریب‌پور درباره هدف انتخاب متونی که به وضعیت ظلم و اجحاف در حق انسان‌های جهان می‌پردازد، تأکید می کند: "من باور دارم که در همه جوامع پایمال کردن حق انسان‌ها به عنوان یک معضل دائمی وجود دارد. من از نمایش‌هایی نظیر "کچل کفترباز" که 30 سال پیش اجرا کردم دنبال این باور و مضمون بوده ام و کماکان این موضوع محور کارهای من است. به نظر من اراده کلی همه هنرمندان این است که زیبایی عدالت و رفع تبعیض نژادی را به تماشاگران منتقل کنند. این رویای انسان هاست."

وی معتقد است انسان ها از کتب مقدس به نفع خود استفاده می کنند و برداشت‌های مد نظر خود را از آنها دارند، همانگونه که در زمان برده داری این استفاده صورت می گرفت. در حالی که اگر انسان ها قانون الهی را درک کنند از قید و بند، تزویر و ریا رها می شوند.

این کارگردان تئاتر درباره انگیزه و هدف از اجرای نمایش هایی با تعداد بازیگر بالا یادآور می شود: "من سال 58 نمایش "حضور در آئینه پریشان" را با یک بازیگر به صحنه بردم. کار "تف" هم همینطور بود. من عاشق هنری هستم که یکنفره یا صدنفره ندای عدالت و پیام را برای انسان‌ها داشته باشد. من از میزانسنی که ترکیب چهره‌های مختلف باشد، لذت می برم."

وی می افزاید: " در عین حال من دغدغه آموزش را دارم تا دانش خود را به عنوان کارگردان به نسلی که نیازمند آموزش هستند منتقل کنم. مطمئنم که همان اتفاقی که برای بازیگران جوان "بینوایان" روی داد و به جامعه هنری معرفی شدند، این اتفاق برای جوانان حاضر در "کلبه عمو تم" هم می افتد و به طور حتم از بازیگران آینده کشور خواهند بود."

بهروز غریب پور در پایان از اجرای عمومی این نمایش در فرهنگسرای بهمن خبر می‌دهد و درباره دلیل آن یادآور می‌شود: "یکی از وظایف ما این است که بر جغرافیای محدود تئاتر کشور بیفزاییم و دامنه نفوذ تئاتر را گسترش دهیم. من حتی حاضرم در یک گاراژ یا انبار چوب این کار را اجرا کنم."

وی ادامه می دهد: "یکی از مشکلات تئاتر در ایران این است که گروهها محدود به تئاتر شهر شده اند، در صورتی که اگر اعتقاد داریم هنرمان برای همه است نباید به یک محدوده خاص گرایش داشته باشیم. من به همه دوستان تئاتری توصیه می کنم خود را از محدوده تئاتر شهر بیرون بیاورند و هوایی تازه تر و تجربه هایی جدیدتر را در نقاط مختلف شهر و کشور داشته باشند."

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 1:8  توسط   | 

گزارش تمرین نمایش "کلبه عمو تم" به کارگردانی بهروز غریب‌پور
پلاتو 33 اداره تئاتر این روزها پذیرای تمرین‌های نمایش "کلبه عمو تم" به کارگردانی بهروز غریب‌پور است که خود را برای بخش چشم‌انداز 87 جشنواره تئاتر فجر آماده می‌کند.

به گزارش خبرنگار مهر، غریب‌پور که در تئاتر عروسکی نخی فردی شناخته شده در سطح بین‌المللی است، به کارگردانی نمایش‌های صحنه‌ای نیز می‌پردازد و آثاری چون "حضور در آئینه پریشان"، "تف"، "کچل کفترباز"، "بینوایان" و "قصه تلخ طلا" را روی صحنه‌های مختلف تئاتر کشور اجرا کرده است.

وی سال گذشته با اجرای اپرای عروسکی "مکبث" پذیرای مخاطبان زیادی از اقشار مختلف سنی در تالار فردوسی بود. همزمان با غریب‌پور در راهروهای اداره به سمت محل تمرین می‌رویم و با ورود به پلاتو 33 با تعداد زیادی بازیگر زن و مرد مواجه می‌شویم که با لباس‌های یکدست مشکی در سه طرف سالن نشسته‌اند.

این جمعیت تداعی کننده مستطیلی است که یک ضلع ندارد و ضلع چهارم آن را میزی بزرگ تشکیل داده که روی آن امکانات صوتی مختلف قرار دارد. گروه در تکاپو هستند تا خود را برای تمرین آماده کنند و کارگردان نمایش به بازیگرانی که هنوز لباس مشکی نپوشیده‌اند یادآوری می‌کند که لباس‌های نمایش را به تن کنند.

سیامک حلمی، شهین علیزاده، آتش تقی‌پور، مینو زاهدی، نسیم ادبی، محمد ساربان و منوچهر علیپور از چهره‌های شناخته‌شده هستند که بین بازیگران به چشم می‌خورند. هر کدام در جایگاهی که گویی از قبل تعیین شده نشسته‌اند و خود را برای تمرین آماده می‌کنند.

غریب‌پور از عوامل نمایش "کلبه عمو تم" می‌خواهد چراغ های سالن را خاموش کنند. وی درباره دلیل این کار به بازیگران خود می گوید: "در شرایط تاریکی دیگر نمی شود از متن استفاده کرد و به احتمال زیاد در تمرین بعدی هم از همین شرایط استفاده می‌کنیم تا بدون استفاده از متن تسلط روی دیالوگ ها بیشتر شود."

وی با اشاره گروه را به سکوت دعوت می‌کند و در کمتر از چند ثانیه سکوت تمام پلاتو تمرین را فرامی گیرد. با اشاره مجدد کارگردان بازیگران همه از جای خود بلند می‌شوند و می ایستند. گویا یکی از بازیگران به علت بیماری به تمرین نرسیده و غریب‌پور از بازیگر دیگری می‌خواهد جای وی نیز بازی کند.

موسیقی پخش می شود و همه گروه با آن همنوایی می کنند و همزمان با تغییر ریتم موزیک دست چپ خود را بلند می‌کند. کارگردان و دستیارانش نیز همزمان با بازیگران این کار را انجام می دهند. پس از لحظاتی کوتاه همگی دست ها به سمت پائین می‌آید و ضربه‌ای بر سینه‌ها وارد می کند. این حرکت ادامه می‌یابد و یادآور مراسم عزاداری و سوگواری می شود که با موسیقی خاص نژاد آفریقایی همراه است.

بعد از دقایقی بازیگران با اشاره آرام بهروز غریب پور به آرامی در جای خود می نشینند و با اشاره بعدی عده ای به سمت تختی کوتاه که در یک سمت سالن است می روند و آن را به آرامی به میان حلقه بازیگران می آورند. سپس موسیقی قطع می شود و دو بازیگر خردسال پسر و دختر وارد فضا می شوند.

این دو بازیگر شروع به گفتن دیالوگ های خود می کنند که کارگردان از آنها می خواهد با صدای بلندتری دیالوگ ها را ادا کنند و پس از آن در زیر میز کارگردان پنهان شوند. همزمان صدای زمزمه هایی توسط بازیگران حاضر ادا می شود که کم کم به صداهایی بلندی تبدیل شده و نشان از ورود افرادی به داخل صحنه دارد.

جمعیت فردی را به داخل صحنه می آورند و از جمله هایشان اینگونه برداشت می شود که برخی از آنها برده هایی هستند که برای ارباب خود کار می کنند و آن فرد و برده‌ای است که پسر ارباب را کتک زده و حال باید شکنجه شود. نعمت اسداللهی با سیگار برگ زیر لب و کمربند در دست نقش ارباب را بازی می کند و با عصانیت می گوید: "ژرژ به جرم برده بودن باید شکنجه شود. یک برده حق ندارد خواندن یا نوشتن یاد بگیرد. یک برده حق ندارد فکر کند یک انسان است."

در این بین ارباب به چهره افراد حاضر در این صحنه نگاه می کند و گویی منتظر است ببیند آیا کسی در جمع حضور دارد که با حرف هایش مخالفت کند. کسانی که در جمع هستند گویا اکثرشان برده اند و جرأت حرف زدن و مخالفت با ارباب را ندارند و در این میان یکی از آنها با صدای بلند می گوید: "سواد و خدا مال سفیدهاست، انجیل مال سفیدهاست."

ارباب پس از شکنجه ژرژ به تندی همه افراد را پراکنده می کند. ژرژ که نقش وی را سامان دارابی بازی می کند بعد از رفتن مردم خود را به سختی روی زمین می اندازد و با حالتی که از درد به خود می پیچید شروع به اعتراض نسبت به وضعیت خود می کند و می گوید: "تو نیستی، تو برای برده ها نیستی، تو خدای برده ها نیستی."

بچه ها هراسان از زیر میز بیرون می پرند و به کمک ژرژ می روند. برده از درد از هوش می رود و بچه ها نیز به سرعت از آن مکان خارج می شوند. در این لحظه موسیقی پخش می شود و همه گروه شروع به همخوانی با آن می کنند. سپس ارباب و پسرش با ویلسن که نقش وی را منوچهر علیپور بر عهده دارد و بر سر خرید و فروش ژرژ صحبت می‌کنند، وارد صحنه می‌شوند.

از دیالوگ ها چنین برمی آید که ژرژ دستگاهی اختراع کرده که کار پنبه چینی را به راحتی انجام می دهد و دیگر نیازی به کار سیاهپوستان ندارد. ویلسن به همین خاطر می خواهد ژرژ را از ارباب بخرد و مخالف آزار دادن برده هاست، ولی ارباب با این امر مخالفت و تأکید می کند: "یک سیاه نمی تواند سفید باشد."

ویلسن با مخالفت ارباب و به نتیجه نرسیدن صحبت هایشان از صحنه خارج می شود و ارباب با ابراز تنفر به دنبال وی صحنه را به همراه پسرش ترک می کند. غریب پور با دقت نظاره گر این صحنه هاست و گروه نیز در سکوت نظاره می‌کنند. فقط در لحظاتی که بازیگران صحنه‌های مختلف دیالوگ‌های خود را فراموش می‌کنند، یکی از دستیاران کارگردان از روی متنی که در دست دارد جملات مورد نظر را به آنها می گوید.

موسیقی پخش می شود و بازیگران با دو دست با ریتم موسیقی بر دو پای خود می زنند. در این لحظه نادیا فرجی که نقش الیزا همسر ژرژ را بر عهده دارد به همراه دختربچه ای به نام هلن وارد صحنه می شود. ژرژ به سمت وی می آید و هلن را در آغوش می گیرد. ژرژ از وضعیت خود گلاه می‌کند و الیزا دلداری اش می‌دهد. ژرژ از برخورد ارباب ناراحت است و از رابطه ارباب و برده بودن ناراضی است.

ژرژ پس از دقایقی از صحنه خارج می شود و هلن و الیزا دنبال وی چند قدم برمی دارند و با گریه و شیون در جای خود باقی می مانند. همزمان با این صحنه موسیقی پخش می شود و فضایی ایجاد می کند که اکثر بازیگران حاضر در پلاتو اشک در چشمانشان حلقه می زند و تحت تأثیر قرار می گیرند.

در زمان استراحت گروه غریب‌پور درباره انگیزه خود از انتخاب متن "کلبه عمو تم" بعد از اجرای نمایش "بینوایان" می گوید: "استفاده از رمان های مشهور راهی است که در تئاتر برای گسترش مخاطبان تئاتری انجام می شود. برخی بر این باورند که تئاتر برای عده ای خاص یا نخبگان جامعه است که این تفکر خطری جدی برای تئاتر است. در حالی که اجرای نمایش "بینوایان" خط بطلان بر این باور بود. "بینوایان" هم طیف وسیع تماشاگران را راضی کرد و هم به شمار تماشاگران تئاتر افزود."

وی ادامه می دهد: "من رمان "قلعه حیوانات" و "کلبه عمو تم" را مد نظر داشتم که به دلیل مشهور بودن در میان مردم مخاطب وسیع دارند و پیامی که می دهند به جغرافیای خاصی تعلق ندارد و به تبعیض نژادی و حقوق پایمال شده آدم ها می پردازند که هیچوقت پیام خود را از دست نمی دهند."

غریب‌پور درباره هدف انتخاب متونی که به وضعیت ظلم و اجحاف در حق انسان‌های جهان می‌پردازد، تأکید می کند: "من باور دارم که در همه جوامع پایمال کردن حق انسان‌ها به عنوان یک معضل دائمی وجود دارد. من از نمایش‌هایی نظیر "کچل کفترباز" که 30 سال پیش اجرا کردم دنبال این باور و مضمون بوده ام و کماکان این موضوع محور کارهای من است. به نظر من اراده کلی همه هنرمندان این است که زیبایی عدالت و رفع تبعیض نژادی را به تماشاگران منتقل کنند. این رویای انسان هاست."

وی معتقد است انسان ها از کتب مقدس به نفع خود استفاده می کنند و برداشت‌های مد نظر خود را از آنها دارند، همانگونه که در زمان برده داری این استفاده صورت می گرفت. در حالی که اگر انسان ها قانون الهی را درک کنند از قید و بند، تزویر و ریا رها می شوند.

این کارگردان تئاتر درباره انگیزه و هدف از اجرای نمایش هایی با تعداد بازیگر بالا یادآور می شود: "من سال 58 نمایش "حضور در آئینه پریشان" را با یک بازیگر به صحنه بردم. کار "تف" هم همینطور بود. من عاشق هنری هستم که یکنفره یا صدنفره ندای عدالت و پیام را برای انسان‌ها داشته باشد. من از میزانسنی که ترکیب چهره‌های مختلف باشد، لذت می برم."

وی می افزاید: " در عین حال من دغدغه آموزش را دارم تا دانش خود را به عنوان کارگردان به نسلی که نیازمند آموزش هستند منتقل کنم. مطمئنم که همان اتفاقی که برای بازیگران جوان "بینوایان" روی داد و به جامعه هنری معرفی شدند، این اتفاق برای جوانان حاضر در "کلبه عمو تم" هم می افتد و به طور حتم از بازیگران آینده کشور خواهند بود."

بهروز غریب پور در پایان از اجرای عمومی این نمایش در فرهنگسرای بهمن خبر می‌دهد و درباره دلیل آن یادآور می‌شود: "یکی از وظایف ما این است که بر جغرافیای محدود تئاتر کشور بیفزاییم و دامنه نفوذ تئاتر را گسترش دهیم. من حتی حاضرم در یک گاراژ یا انبار چوب این کار را اجرا کنم."

وی ادامه می دهد: "یکی از مشکلات تئاتر در ایران این است که گروهها محدود به تئاتر شهر شده اند، در صورتی که اگر اعتقاد داریم هنرمان برای همه است نباید به یک محدوده خاص گرایش داشته باشیم. من به همه دوستان تئاتری توصیه می کنم خود را از محدوده تئاتر شهر بیرون بیاورند و هوایی تازه تر و تجربه هایی جدیدتر را در نقاط مختلف شهر و کشور داشته باشند."

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 1:8  توسط   | 

/ گزارش تمرین تئاتر /
غریب‌پور "کلبه عمو تم" را خارج از تئاتر شهر اجرا می‌کند
پلاتو 33 اداره تئاتر این روزها پذیرای تمرین‌های نمایش "کلبه عمو تم" به کارگردانی بهروز غریب‌پور است که خود را برای بخش چشم‌انداز 87 جشنواره تئاتر فجر آماده می‌کند.

به گزارش خبرنگار مهر، غریب‌پور که در تئاتر عروسکی نخی فردی شناخته شده در سطح بین‌المللی است، به کارگردانی نمایش‌های صحنه‌ای نیز می‌پردازد و آثاری چون "حضور در آئینه پریشان"، "تف"، "کچل کفترباز"، "بینوایان" و "قصه تلخ طلا" را روی صحنه‌های مختلف تئاتر کشور اجرا کرده است.

وی سال گذشته با اجرای اپرای عروسکی "مکبث" پذیرای مخاطبان زیادی از اقشار مختلف سنی در تالار فردوسی بود. همزمان با غریب‌پور در راهروهای اداره به سمت محل تمرین می‌رویم و با ورود به پلاتو 33 با تعداد زیادی بازیگر زن و مرد مواجه می‌شویم که با لباس‌های یکدست مشکی در سه طرف سالن نشسته‌اند.

این جمعیت تداعی کننده مستطیلی است که یک ضلع ندارد و ضلع چهارم آن را میزی بزرگ تشکیل داده که روی آن امکانات صوتی مختلف قرار دارد. گروه در تکاپو هستند تا خود را برای تمرین آماده کنند و کارگردان نمایش به بازیگرانی که هنوز لباس مشکی نپوشیده‌اند یادآوری می‌کند که لباس‌های نمایش را به تن کنند.

سیامک حلمی، شهین علیزاده، آتش تقی‌پور، مینو زاهدی، نسیم ادبی، محمد ساربان و منوچهر علیپور از چهره‌های شناخته‌شده هستند که بین بازیگران به چشم می‌خورند. هر کدام در جایگاهی که گویی از قبل تعیین شده نشسته‌اند و خود را برای تمرین آماده می‌کنند.

غریب‌پور از عوامل نمایش "کلبه عمو تم" می‌خواهد چراغ های سالن را خاموش کنند. وی درباره دلیل این کار به بازیگران خود می گوید: "در شرایط تاریکی دیگر نمی شود از متن استفاده کرد و به احتمال زیاد در تمرین بعدی هم از همین شرایط استفاده می‌کنیم تا بدون استفاده از متن تسلط روی دیالوگ ها بیشتر شود."

وی با اشاره گروه را به سکوت دعوت می‌کند و در کمتر از چند ثانیه سکوت تمام پلاتو تمرین را فرامی گیرد. با اشاره مجدد کارگردان بازیگران همه از جای خود بلند می‌شوند و می ایستند. گویا یکی از بازیگران به علت بیماری به تمرین نرسیده و غریب‌پور از بازیگر دیگری می‌خواهد جای وی نیز بازی کند.

موسیقی پخش می شود و همه گروه با آن همنوایی می کنند و همزمان با تغییر ریتم موزیک دست چپ خود را بلند می‌کند. کارگردان و دستیارانش نیز همزمان با بازیگران این کار را انجام می دهند. پس از لحظاتی کوتاه همگی دست ها به سمت پائین می‌آید و ضربه‌ای بر سینه‌ها وارد می کند. این حرکت ادامه می‌یابد و یادآور مراسم عزاداری و سوگواری می شود که با موسیقی خاص نژاد آفریقایی همراه است.

بعد از دقایقی بازیگران با اشاره آرام بهروز غریب پور به آرامی در جای خود می نشینند و با اشاره بعدی عده ای به سمت تختی کوتاه که در یک سمت سالن است می روند و آن را به آرامی به میان حلقه بازیگران می آورند. سپس موسیقی قطع می شود و دو بازیگر خردسال پسر و دختر وارد فضا می شوند.

این دو بازیگر شروع به گفتن دیالوگ های خود می کنند که کارگردان از آنها می خواهد با صدای بلندتری دیالوگ ها را ادا کنند و پس از آن در زیر میز کارگردان پنهان شوند. همزمان صدای زمزمه هایی توسط بازیگران حاضر ادا می شود که کم کم به صداهایی بلندی تبدیل شده و نشان از ورود افرادی به داخل صحنه دارد.

جمعیت فردی را به داخل صحنه می آورند و از جمله هایشان اینگونه برداشت می شود که برخی از آنها برده هایی هستند که برای ارباب خود کار می کنند و آن فرد و برده‌ای است که پسر ارباب را کتک زده و حال باید شکنجه شود. نعمت اسداللهی با سیگار برگ زیر لب و کمربند در دست نقش ارباب را بازی می کند و با عصانیت می گوید: "ژرژ به جرم برده بودن باید شکنجه شود. یک برده حق ندارد خواندن یا نوشتن یاد بگیرد. یک برده حق ندارد فکر کند یک انسان است."

در این بین ارباب به چهره افراد حاضر در این صحنه نگاه می کند و گویی منتظر است ببیند آیا کسی در جمع حضور دارد که با حرف هایش مخالفت کند. کسانی که در جمع هستند گویا اکثرشان برده اند و جرأت حرف زدن و مخالفت با ارباب را ندارند و در این میان یکی از آنها با صدای بلند می گوید: "سواد و خدا مال سفیدهاست، انجیل مال سفیدهاست."

ارباب پس از شکنجه ژرژ به تندی همه افراد را پراکنده می کند. ژرژ که نقش وی را سامان دارابی بازی می کند بعد از رفتن مردم خود را به سختی روی زمین می اندازد و با حالتی که از درد به خود می پیچید شروع به اعتراض نسبت به وضعیت خود می کند و می گوید: "تو نیستی، تو برای برده ها نیستی، تو خدای برده ها نیستی."

بچه ها هراسان از زیر میز بیرون می پرند و به کمک ژرژ می روند. برده از درد از هوش می رود و بچه ها نیز به سرعت از آن مکان خارج می شوند. در این لحظه موسیقی پخش می شود و همه گروه شروع به همخوانی با آن می کنند. سپس ارباب و پسرش با ویلسن که نقش وی را منوچهر علیپور بر عهده دارد و بر سر خرید و فروش ژرژ صحبت می‌کنند، وارد صحنه می‌شوند.

از دیالوگ ها چنین برمی آید که ژرژ دستگاهی اختراع کرده که کار پنبه چینی را به راحتی انجام می دهد و دیگر نیازی به کار سیاهپوستان ندارد. ویلسن به همین خاطر می خواهد ژرژ را از ارباب بخرد و مخالف آزار دادن برده هاست، ولی ارباب با این امر مخالفت و تأکید می کند: "یک سیاه نمی تواند سفید باشد."

ویلسن با مخالفت ارباب و به نتیجه نرسیدن صحبت هایشان از صحنه خارج می شود و ارباب با ابراز تنفر به دنبال وی صحنه را به همراه پسرش ترک می کند. غریب پور با دقت نظاره گر این صحنه هاست و گروه نیز در سکوت نظاره می‌کنند. فقط در لحظاتی که بازیگران صحنه‌های مختلف دیالوگ‌های خود را فراموش می‌کنند، یکی از دستیاران کارگردان از روی متنی که در دست دارد جملات مورد نظر را به آنها می گوید.

موسیقی پخش می شود و بازیگران با دو دست با ریتم موسیقی بر دو پای خود می زنند. در این لحظه نادیا فرجی که نقش الیزا همسر ژرژ را بر عهده دارد به همراه دختربچه ای به نام هلن وارد صحنه می شود. ژرژ به سمت وی می آید و هلن را در آغوش می گیرد. ژرژ از وضعیت خود گلاه می‌کند و الیزا دلداری اش می‌دهد. ژرژ از برخورد ارباب ناراحت است و از رابطه ارباب و برده بودن ناراضی است.

ژرژ پس از دقایقی از صحنه خارج می شود و هلن و الیزا دنبال وی چند قدم برمی دارند و با گریه و شیون در جای خود باقی می مانند. همزمان با این صحنه موسیقی پخش می شود و فضایی ایجاد می کند که اکثر بازیگران حاضر در پلاتو اشک در چشمانشان حلقه می زند و تحت تأثیر قرار می گیرند.

در زمان استراحت گروه غریب‌پور درباره انگیزه خود از انتخاب متن "کلبه عمو تم" بعد از اجرای نمایش "بینوایان" می گوید: "استفاده از رمان های مشهور راهی است که در تئاتر برای گسترش مخاطبان تئاتری انجام می شود. برخی بر این باورند که تئاتر برای عده ای خاص یا نخبگان جامعه است که این تفکر خطری جدی برای تئاتر است. در حالی که اجرای نمایش "بینوایان" خط بطلان بر این باور بود. "بینوایان" هم طیف وسیع تماشاگران را راضی کرد و هم به شمار تماشاگران تئاتر افزود."

وی ادامه می دهد: "من رمان "قلعه حیوانات" و "کلبه عمو تم" را مد نظر داشتم که به دلیل مشهور بودن در میان مردم مخاطب وسیع دارند و پیامی که می دهند به جغرافیای خاصی تعلق ندارد و به تبعیض نژادی و حقوق پایمال شده آدم ها می پردازند که هیچوقت پیام خود را از دست نمی دهند."

غریب‌پور درباره هدف انتخاب متونی که به وضعیت ظلم و اجحاف در حق انسان‌های جهان می‌پردازد، تأکید می کند: "من باور دارم که در همه جوامع پایمال کردن حق انسان‌ها به عنوان یک معضل دائمی وجود دارد. من از نمایش‌هایی نظیر "کچل کفترباز" که 30 سال پیش اجرا کردم دنبال این باور و مضمون بوده ام و کماکان این موضوع محور کارهای من است. به نظر من اراده کلی همه هنرمندان این است که زیبایی عدالت و رفع تبعیض نژادی را به تماشاگران منتقل کنند. این رویای انسان هاست."

وی معتقد است انسان ها از کتب مقدس به نفع خود استفاده می کنند و برداشت‌های مد نظر خود را از آنها دارند، همانگونه که در زمان برده داری این استفاده صورت می گرفت. در حالی که اگر انسان ها قانون الهی را درک کنند از قید و بند، تزویر و ریا رها می شوند.

این کارگردان تئاتر درباره انگیزه و هدف از اجرای نمایش هایی با تعداد بازیگر بالا یادآور می شود: "من سال 58 نمایش "حضور در آئینه پریشان" را با یک بازیگر به صحنه بردم. کار "تف" هم همینطور بود. من عاشق هنری هستم که یکنفره یا صدنفره ندای عدالت و پیام را برای انسان‌ها داشته باشد. من از میزانسنی که ترکیب چهره‌های مختلف باشد، لذت می برم."

وی می افزاید: " در عین حال من دغدغه آموزش را دارم تا دانش خود را به عنوان کارگردان به نسلی که نیازمند آموزش هستند منتقل کنم. مطمئنم که همان اتفاقی که برای بازیگران جوان "بینوایان" روی داد و به جامعه هنری معرفی شدند، این اتفاق برای جوانان حاضر در "کلبه عمو تم" هم می افتد و به طور حتم از بازیگران آینده کشور خواهند بود."

بهروز غریب پور در پایان از اجرای عمومی این نمایش در فرهنگسرای بهمن خبر می‌دهد و درباره دلیل آن یادآور می‌شود: "یکی از وظایف ما این است که بر جغرافیای محدود تئاتر کشور بیفزاییم و دامنه نفوذ تئاتر را گسترش دهیم. من حتی حاضرم در یک گاراژ یا انبار چوب این کار را اجرا کنم."

وی ادامه می دهد: "یکی از مشکلات تئاتر در ایران این است که گروهها محدود به تئاتر شهر شده اند، در صورتی که اگر اعتقاد داریم هنرمان برای همه است نباید به یک محدوده خاص گرایش داشته باشیم. من به همه دوستان تئاتری توصیه می کنم خود را از محدوده تئاتر شهر بیرون بیاورند و هوایی تازه تر و تجربه هایی جدیدتر را در نقاط مختلف شهر و کشور داشته باشند."

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 1:3  توسط   | 

  "غريب پور" ،كلبه عمو تم را به صحنه مي آورد
2 مهر 1386 ساعت 11:43
بهروز غريب پور گفت:نمايشنامه "كلبه عمو تم" را بر اساس داستان هريت بيچر استود ،براي شركت در بخش چشم انداز جشنواره فجر آماده مي كنم.
بهروز غریب‌پور كارگردان و نمايشنامه نويس به خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)،گفت: نمايشنامه "كلبه عمو تم" را براساس داستان كلبه عمو تم اثر "هريت بيچر استود" در انتشارات قطره به چاپ رساندم،اين داستان بيان كننده دنياي محنت آلود بردگان است. 

وي با اشاره با اين كه براي اجراي اين نمايش در جست‌وجوی‌ گروهی قوی و علاقمند هستم،ادامه داد:بعد از نمايش "بينوايان" چند رمان مشهور را دراماتورژي كردم،كه كلبه عمو تم هريت بيچر استو جزو آنها است،براي اجرا اين داستان را خلاصه كردم، اما به اصل داستان وفادار هستم.

غريب پور با اشاره به اين كه "کلبه عمو تم" نمایشی گسترده است که نزدیک به 60 بازیگر خواهد داشت، اضافه كرد:برای تأمین محل اجرا در حال مذاکره هستم تا با چار‌ه‌اندیشی، راه‌حلی برای اجرای طولانی مدت و نامحدود اين نمايش بيابم. 
 
غریب‌پور هم اکنون اپرای عروسکی"مکبث" را در تالار فردوسی روی صحنه دارد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 15:30  توسط   | 

مدير مركز هنرهاي نمايشي در گفت‌وگو با فارس:

«كلبه عمو تم» بعد از پايان جشنواره، اجراي عمومي مي‌شود

خبرگزاري فارس: مدير مركز هنرهاي نمايشي گفت:نمايش «كلبه عمو تم» بر پايه تفكر ديني شكل گرفته و بلافاصله بعد از پايان جشنواره چندين ماه روي صحنه خواهد بود.

حسين پارسايي، مدير مركز هنرهاي نمايشي در گفت‌وگو با خبرنگار تئاتر فارس درباره نمايش «كلبه عمو تم» به كارگرداني بهروز غريب‌پور گفت:در اين روزها بر حسب وظيفه به تالارهاي نمايش سر زده و اين بار نيز نزد آقاي غريب‌پور رفتيم و از نمايش و تمرين آن بازديد كرديم.
وي ادامه داد:غريب‌پور كارگردان توانايي است و مطمئن هستم كه اجراي اين نمايش در جشنواره تئاتر فجر شاخص خواهد بود.نمايش «كلبه عمو تم» بر اساس يك تفكر ديني شكل گرفته است و اجراي فاخر آن نيز قابل توجه خواهد بود.
پارسايي با اشاره به تالار شهيد آويني در فرهنگسراي بهمن يادآور شد: با توجه به اين نكته كه اكثر كارگردانان دوست دارند در مركز شهر اجراي نمايش داشته باشند، اجراي نمايش توسط غريب‌پور در اين فرهنگسرا نيز قابل توجه است.
وي تصريح كرد: تالار نمايشي فرهنگسراي بهمن احيا شده و كارگردانان ديگر نيز بعد از پايان نمايش «كلبه عمو تم» متقاضي اجراي نمايش خواهند بود.
پارسايي گفت: اجراي اين نمايش در فرهنگسراي بهمن توسط بهروز غريب‌پور فرصتي مغتنم است.
مدير مركز هنرهاي نمايشي از اجراي عمومي نمايش بعد از پايان جشنواره خبر داد و بيان داشت: نمايش بعد از پايان جشنواره اجراي عمومي خواهد داشت و چندين ماه روي صحنه خواهد بود.
بر اين اساس، غريب‌پور، سال‌ها پيش نمايش «بينوايان» را در فرهنگسراي بهمن اجرا كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 15:29  توسط   | 

شماره روزنامه: 1450
يكشنبه 14 بهمن 1386
25 محرم 1429

دنيدنيای اقتصادای اقتصاد

غريب‌پور «كلبه‌ عمو تم» را به «بهمن» مي‌آورد
بهروز غريب‌پور نمايش «كلبه عمو تم» را از 17 بهمن تا 24 اسفندماه در فرهنگسراي بهمن اجرا مي‌كند.
جديدترين نمايش بهروز غريب‌پور اجراي خود را هم‌زمان با آغاز به كار بيست‌وششمين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر شروع خواهد كرد و در تمام ايام برگزاري جشنواره به اجراي خود ادامه مي‌دهد. اين نمايش پس از جشنواره نيز تا روز 24 اسفندماه ميهمان تالار شهيد آويني فرهنگسراي بهمن است. نمايش «كلبه عمو تم» كه متن آن را بهروز غريب‌پور، خود نوشته است، با حضور بازيگراني همچون رضا فياضي، نعمت اسداللهي،‌ نسيم ادبي، صنم نكو اقبال و ... به صحنه مي‌رود. اين نمايش برگرفته از داستان مشهور «كلبه عمو تم» است كه به تبعيض نژادي ميان سفيدپوستان و سياهپوستان در آمريكا مي‌پردازد. پيش از اين، متن اين نمايشنامه‌ همراه با نمايشنامه ديگر غريب‌پور، «قصه تلخ طلا»، توسط نشر قطره منتشر شده بود. اين گروه نمايش خود را براي شركت در جشنواره فجر آماده مي‌كنند.

غريبپور «كلبه عمو تم» را به «بهمن» ميآورد
نمايش «كلبه عمو تم» كه متن آن را بهروز غريبپور، خود نوشته است، با حضور بازيگراني همچون رضا فياضي، نعمت اسداللهي، نسيم ادبي، صنم نكو اقبال و . ...
www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=86791 - 21k - Cached - Similar pages

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 15:29  توسط   | 

 

آغاز اجرای عمومی نمایش «كلبه عمو تم» از ۲۲ بهمن ماه

شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۶ ۲۹ : ۳۰ : ۰۳
 | 

 

نمایش «كلبه عمو تم» به كارگردانی بهروز غریب‌پور، همزمان با حضور در بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر از ۲۲ بهمن اجرای عمومی خود را در فرهنگسرای بهمن آغاز می‌كند.
نمایش «كلبه عمو تم» به كارگردانی بهروز غریب‌پور، همزمان با حضور در بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر از ۲۲ بهمن اجرای عمومی خود را در فرهنگسرای بهمن آغاز می‌كند.
این نمایش ضمن چهار اجرا در بخش چشم‌انداز سال ۸۷ بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر از ۲۲ بهمن در تالار شهید آوینی فرهنگسرای بهمن اجرای عمومی خود را آغاز می‌كند.
به گفته روابط عمومی این نمایش، داستان «كلبه عمو تم» نوشته «هرمیت بیچر استو» است و نخستین بار شهریور ۱۳۳۵ توسط منیر مهران به زبان فارسی ترجمه شده و پس از آن نیز بارها به زبان فارسی ترجمه شده است، كه این بار بهروز غریب‌پور پس از ترجمه، آن را به صورت نمایشنامه برای اجرا در فرهنگسرای بهمن آماده كرده است.
این نمایش به داستان ژرژ، برده دورگه‌ای می‌پردازد كه به خاطر دستگاهی كه اختراع كرده توسط ارباب خود تنبیه می‌شود و تصمیم به فرار می‌گیرد،‌ در این میان ارباب شبلی، نخستین ارباب عمو تم به دلیل بدهكاری به شخصی به به نام هالی مجبور می‌شود عموتم كه بهترین برده اوست را به همراه هلن دختر كوچك ژرژ برای پرداخت قرض‌هایش تحویل هالی بدهد، اما هلن به همراه الیزا مادرش فرار می‌كند. در این نمایش نعمت‌الله اسداللهی، شهین علیزاده، نسیم ادبی، محمد ساربان، منوچهر علی‌پور، سیامك حلمی، سیاوش چراغی‌پور، صنم نكواقبال، محمدعلی نوربخش، جواد زیتونی، مینو زاهدی، نادیا فرجی به همراه ۳۹ بازیگر دیگر كه مجموع آنها ۵۲ بازیگر را تشكیل می‌دهد ایفای نقش دارند.
در این نمایش غزل اسكندرنژاد دستیار اول كارگردان، هنگامه سازش دستیار طراح صحنه، تهمینه محمدی دستیار دوم كارگردان، مونا كیانی‌فرد دستیار طراح لباس و آیرین غریب‌پور طراح پوستر و بروشور نمایش هستند.
انتخاب افكت و موسیقی نمایش نیز به عهده بهروز غریب‌پور، ابراهیم اثباتی و غزل اسكندرنژاد و بازآفرینی موسیقی توسط ابراهیم اثباتی صورت می‌گیرد.
همچنین همایون صلاحی طراح گریم، همایون صلاحی، آرتمیز نیازی،‌ امیرمسعود اصلاح و ابوتراب‌نیا مجری گریم نمایش هستند و تدوین تصاویر نمایش نیز توسط علی بهزاد، امیر بهزاد و هنگامه سازش صورت گرفته است.

 

آغاز اجرای عمومی نمایش «كلبه عمو تم» از ۲۲ بهمن ماه

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 15:18  توسط   | 

از 22 بهمن‌ماه آغاز مي‌شود
اجراي عمومي نمايش"كلبه عمو تم"

نمایش "کلبه عمو تم" به کارگردانی بهروز غریب‌پور، همزمان با حضور در بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر از 22 بهمن اجرای عمومی خود را در فرهنگسرای بهمن آغاز می‌کند.
به گزارش گروه فرهنگ و هنر اميد از روابط عمومی نمایش "کلبه عمو تم"، این نمایش ضمن چهار اجرا در بخش چشم‌انداز سال 87 بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر از 22 بهمن در تالار شهید آوینی فرهنگسرای بهمن اجرای عمومی خود را آغاز می‌کند.
داستان "کلبه عمو تم" نوشته "هرمیت بیچر استو" است و نخستین بار شهریور 1335 توسط منیر مهران به زبان فارسی ترجمه شده و این بار بهروز غریب‌پور پس از ترجمه، آن را به صورت نمایشنامه برای اجرا در فرهنگسرای بهمن آماده کرده است.
این نمایش به داستان ژرژ، برده دو رگه‌ای می‌پردازد که به خاطر دستگاهی که اختراع کرده توسط ارباب خود تنبیه می‌شود و تصمیم به فرار می‌گیرد،‌ در این میان ارباب شبلی، نخستین ارباب عمو تم به دلیل بدهکاری به شخصی به به نام هالی مجبور می‌شود عموتم که بهترین برده اوست را به همراه هلن دختر کوچک ژرژ برای پرداخت قرض‌هایش تحویل هالی بدهد، اما هلن به همراه الیزا مادرش فرار می‌کند و... .
در این نمایش نعمت‌الله اسداللهی، شهین علیزاده، نسیم ادبی، محمد ساربان، منوچهر علی‌پور، سیامک حلمی، سیاوش چراغی‌پور، صنم نکواقبال، محمدعلی نوربخش، جواد زیتونی، مینو زاهدی، نادیا فرجی به همراه 39 بازیگر دیگر که مجموع آنها 52 بازیگر را تشکیل می‌دهد به ایفای نقش مي پردازند.
غزل اسکندرنژاد دستیار اول کارگردان، هنگامه سازش دستیار طراح صحنه، تهمینه محمدی دستیار دوم کارگردان، مونا کیانی‌فرد دستیار طراح لباس و آیرین غریب‌پور طراح پوستر و بروشور نمایش هستند.
انتخاب افکت و موسیقی نمایش نیز به عهده بهروز غریب‌پور، ابراهیم اثباتی و غزل اسکندرنژاد و بازآفرینی موسیقی توسط ابراهیم اثباتی صورت می‌گیرد.
همچنین همایون صلاحی طراح گریم، همایون صلاحی، آرتمیز نیازی،‌ امیرمسعود اصلاح و ابوتراب‌نیا مجری گریم نمایش هستند و تدوین تصاویر نمایش نیز توسط علی بهزاد، امیر بهزاد و هنگامه سازش صورت گرفته است.

تاريخ  ارسال خبر:يكشنبه 14 بهمن 1386 - 08:58

کد خبر:29975-1386

از 22 بهمن‌ماه آغاز مي‌شود / اجراي عمومي نمايش"كلبه عمو تم"    يكشنبه 14 بهمن 1386 - 08:58

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 14:54  توسط   | 

با كارگرداني غريب‌پور